محمد اشرف علوى عاملى

16

علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )

متكلّمين از براى وجود تعريف لفظيست و مثل اين تعريف در بديهيّات شايع است ، و به منزلهء تبديل لفظيست به لفظ اوضح هر چند باعث تعريف معنوى نشود ، گويا گفته‌اند كه اين لفظ بجاى آن اظهر است به جهت آن كه چيزى معروف‌تر از وجود نيست كه تواند معرّف آن شد « 1 » . قال : و استدلال بتوقّف [ ب - 3 ] التّصديق بالتّنافى عليه ، أو بتوقّف الشّيء على نفسه ، او عدم تركّب الوجود مع فرضه مركّبا ، أو ابطال الرّسم باطل . « 2 » يعنى استدلالى كه امام فخر كرده در ملخّص بر بداهت وجود و اعرفيّت آن - به اين نحو كه وجود بديهى است ، بنابر آنكه تصديق به اين كه « الشىء امّا موجود او معدوم » / * الف / 3 / بديهى است ، و وجود و عدم جزء آن است ، و تا امرى اجزائش بديهى نباشد مجموع آن بديهى نمىباشد . پس وجود و عدم بديهى است ، بنابر بداهت تنافى بين اين دو قضيّه ؛ بلكه بداهت تصوّر طرفين قضيّه ، در صورت بداهت قضيّه أولى ، و أنسب است در نظر عقل از بداهت اصل قضيّه - باطل « 3 » است . و اين استدلال حقّ نيست . و همچنين آنچه استدلال كرده امام در اين مطلب به اين نحو كه وجود بديهىّ التّصوّر است ، و الّا لازم مىآيد [ 1 ] : توقّف شىء بر نفس خود ، [ 2 ] : يا عدم تركّب وجود با وجود فرض تركّبش ، [ 3 ] : يا لازم

--> ( 1 ) . م ، الف : باشد ( 2 ) . كشف المراد / 22 ( 3 ) . خبر جملهء : « بر بداهت وجود و اعرفيت آن »