العلامة الحلي ( مترجم : على محمدى )

61

شرح كشف المراد ( فارسى )

و هر چيزى به جاى خويش نيكوست . نيز معترف‌اند به اين كه جهان همانند كتابى است كه از سوى دانشمندى آگاه تدوين يافته و در هر باب و فصلى مطالب بخصوصى با چينشى خاص به رشتهء تحرير درآمده است . كافى است سرى به علم طب و روان‌شناسى با همهء شعبه‌هايش بزنيم و با عجايب به كار گرفته شده در تن و جان بشر آشنا شويم ، كافى است گذرى بر جهان جانداران ديگر كرده و با زندگى اسرارآميز مورچگان و زنبورهاى عسل و . . . آشنا شويم . كافى است سرى به جهان نباتات از درخت و سبزه و گل و گياه بزنيم و با ده‌ها و صدها خواصى كه در هركدام هست آشنا شويم ؛ كافى است سرى به جمادات زنده و با انواع و اقسام معادنى كه ذات حق و دست قدرت الهى در شكم طبيعت به وديعت نهاده آشنا شويم ؛ كافى است سرى به عوالم ما فوق زده و با گردش ماه و خورشيد و ساير ستارگان و كهكشان‌ها آشنا شويم كه ميليون‌ها سال است در مدار خاص خويش در گردش‌اند ؛ آن‌گاه تصديق خواهيم كرد كه چه هماهنگى عجيب‌وغريبى در سراسر گيتى حاكم است . قرآن مجيد فرموده است : وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ ؛ « 1 » و اوست آن كسى كه شب و روز و خورشيد و ماه را پديد آورده است . هر كدام از اين دو در مدارى [ معين ] شناورند . عقل و منطق مىگويد : در هر مؤسسه ، مجتمع ، كشور و . . . كه نظام و تشكيلات باشد ، ناظمى دانا و توانا هم هست و محال است كه اين مجموعهء موزون و متعادل تصادفى باشد ؛ به عنوان مثال ، فرض كنيد اين شعر سعدى كه مىگويد : برگ درختان سبز در نظر هوشيار * هر ورقش دفترى است معرفت كردگار كه 47 حرف است ، اگر روى تخته سياهى با همين ترتيب نوشته شده باشد ، آيا انسان عاقل باور مىكند كه تصادفا و بدون جهت اين حروف كنار هم نشسته‌اند و شعرى پرمعنا آفريده‌اند ؟ هرگز . پس در يك بيت شعر احتمال تصادف صفر است

--> ( 1 ) . سوره انبياء ، آيه 33 .