العلامة الحلي ( مترجم : على محمدى )

47

شرح كشف المراد ( فارسى )

عالم را پيش كشيده‌اند و با برهان حدوث ثابت مىكنند كه عالم حادث است و وقتى حادث شد چند احتمال مطرح است : 1 . عالم هستى به خودى خود و تصادفا ايجاد شده است . ( اين احتمال در آينده ابطال خواهد شد ) 2 . جهان هستى خود آفريدگار خويش است . ( اين هم مستلزم تقدم الشىء على نفسه است كه مستلزم تناقض است و باطل ) 3 . هركدام از اين پديده‌ها علت وجود پديدهء ديگر است . ( اين هم يا مستلزم دور است و يا تسلسل و هو باطل ) 4 . حقيقتى ماوراى جهان ماده و ماديات آفريدگار اين حوادث است كه آن حقيقت خود قديم است نه حادث تا محتاج به محدّث باشد و در قرآن هم به اين بيان اشاره شده است : أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخالِقُونَ * أَمْ خَلَقُوا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بَلْ لا يُوقِنُونَ . « 1 » پس سخن ماديون فاسد است . بحث سوم : فلاسفه الهى و ماترياليست‌ها در اين امر مشترك‌اند كه عالم را از حيث زمانى قديم مىدانند ، با اين تفاوت اساسى كه فلاسفه از راه امكان و وجوب مدعى هستند كه گرچه عالم قديم است ، ولى بىنياز از مؤثر نيست ؛ زيرا در سراسر گيتى واقعياتى را مىبينيم كه امكان و خواص آن سراسر وجودشان را پر كرده و برهان عقلى مىگويد كه اين ممكنات بدون واجب الوجود محال است و واجب الوجود را نشانه‌هايى است كه در ماده و ماديات آن نشانه‌ها نيست ، چنان‌كه در باب صفات خداوند خواهيم گفت . اما ماديون مىگويند : ماده اوليه واجب الوجود است و نيازى به هستىبخش خارج از ماده ندارد . از اينها بايد پرسيد : اين چه واجب الوجودى است كه همواره متغير و دگرگون

--> ( 1 ) . سورهء طور ، آيه 35 و 36 .