العلامة الحلي ( مترجم : على محمدى )

32

شرح كشف المراد ( فارسى )

معتقدان به وجود خداوند متمايز مىكند ، مسأله اعتقاد به وجود حقيقتى على الاطلاق است به نام اللّه تبارك و تعالى . « 1 » ماديون عالم مىگويند : جهان آفرينش مبدئى به نام واجب الوجود لذاته - كه فراتر از ماده و خالق ماده باشد - ندارد . آنها خود را در حصار طبيعت و ماديت زندانى كرده و مىگويند : كلّ موجود فهو مادى و محسوس ، و به قول بعضى از دانشمندان مادى ، بايد خدا را هم در سالن تشريح مشاهده كنم تا قبول كنم ، و گرنه باور ندارم . عكس نقيض قضيه فوق اين است : « فما ليس بمادى فليس بموجود » . متقابلا الهيون و خداباوران جهان اصرار دارند بر اين‌كه : جهان را خالقى باشد خدا نام * كه ديو و دد از او گيرند آرام اينان مىگويند : اگر غيبى نبود ، شهادتى هم نبود ؛ جهان غيب پشتوانه جهان محسوسات است . خداباوران جهان براى اثبات وجود خدا براهين گوناگونى اقامه كرده‌اند كه از قديم الايام در كتب مفصله نقل شده و با نگاهى گذرا مشاهده مىكنيم كه پيامبرانى امثال ابراهيم عليه السّلام و امامانى امثال امام جعفر صادق عليه السّلام و حكيمانى امثال ارسطو ، ابن سينا و صدر المتألهين و عارفانى همانند محيى الدين عربى و صدر الدين قونوىها و دانشمندانى همچون ولتر و هرشل و . . . و عاميانى همانند آن اعرابى باديه‌نشين و آن پيرزن بافنده و . . . هريك به زبانى سخن از وصف آن ذات مقدس گويند و به فرمودهء سعدى شيرازى : برگ درختان سبز در نظر هوشيار * هر ورقش دفترى است معرفت كردگار و يا به قول شاعر عرب‌زبان : و فى كلّ شىء له آية * تدلّ على انّه واحد اصولا اگر انسانى اهل معنا و باطن و از اصحاب سر و عباد محبوب حق باشد ، سراسر گيتى را به نور جمال حق روشن و منور مىبيند و در عرش‌وفرش و عالم افلاك و عناصر حضور ، او را نظاره مىكند . امام الموحدين و مولى العارفين على عليه السّلام فرموده است :

--> ( 1 ) . و ابتدء باثبات وجوده لانه الأصل فى ذلك كلّه .