العلامة الحلي ( مترجم : على محمدى )
134
شرح كشف المراد ( فارسى )
كثرات چيست ؟ و در توجيه كثرات برخى كثرات را مانند سراب مىدانند و برخى مانند ثانية ما يراه الاحول . برخى نيز همانند ظلّ و برخى مانند صور مرآتيه مىدانند . آنها كه كثرت را همانند سراب يا ثانية ما يراه الاحول مىدانند . سخنانشان از ديدگاه بزرگان عرفا مردود شمرده شده و مىگويند : كثرات جهان آفرينش نيرنگ و سراب نيست ؛ چونكه نيرنگ و سراب فريب است و فريب در عالم نيست ، بلكه آنچه از وحى مستفاد است اينكه جهان كثرت آيات الهى حقنماست ، نه سراب . اگر گفتهاند : الا كل شىء ما خلا اللّه باطل * و كل نعيم لا محالة زائل بدان معناست كه اگر چيزى خدا را نشان نداد ، از آن جهت باطل است . سراسر جهان كثرت آيت است و اين همان است كه از كثرت به صور مرآتيه ياد مىكنند و اين قسم مورد قبول امثال آقا محمّد رضا قمشهاى و اشكورى گيلانى بود . آنها كه كثرت را همانند ظل و ذى ظل توجيه مىكنند ، نيمى از راه را رفتهاند . اگرچه جهان ظل حق است ، سهمى از وجود ضعيف دارد ، ولى اگر صور مرآتيه بيندهاى نباشد ، وجودى ندارد . اگر ناظرى نباشد ، آيتى در كار نيست و سراسر جهان مرآت حقاند و مرآت مرئى را نشان مىدهد و مرئى حق است . آيات بودن جهان وقتى صادق است كه حق تعالى را وجود محض و صرف و مطلق بدانيم . ممكنات موجود نيستند ، بلكه واجب نمايند ؛ يعنى باطن اشيا آيت است ؛ چون ظاهرشان ، صدر اشياى آيت است چون ذيلشان ، حواشى اشياى آيتاند ، چون متن آنها اشياى آيت است چون انجامشان ، و لذا هم حلول محال است و هم اتحاد ؛ زيرا حلول صاحب صورت در صورت مرآتيه محال است و اتحاد صاحب صورت با صورت مرآتيه هم محال است ، چيزى غير از حق نيست تا در او حلول كند يا با او متحد شود . دومين مسأله عرفان ، انسان كامل است . نمونه انسان كامل انبيا هستند و كاملترين آنها رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلّم است . آنچه عرفان در اين باب به او بها داده ، طهارت ضمير است كه تا انسان طاهر الضمير نباشد ، رسيدن به مقام موحد كامل برايش ميسور نيست . « دم على الطهارة يوسع عليك الرزق » ؛ يعنى براى نيل به رزق باطن طهارت باطن لازم است .