العلامة الحلي ( مترجم : على محمدى )

123

شرح كشف المراد ( فارسى )

نيازمندى است هم در ذات و هم در كمالات ذاتيه و هم در فعل و به قول شبسترى : سيه‌رويى ز ممكن در دو عالم * جدا هرگز نشد و اللّه اعلم ما از اين مقدمه در كليه صفات سلبيه كمك خواهيم گرفت ؛ يعنى مىگوييم : خداوند واجب الوجود لذاته است و لذا محال است كه داراى اين كاستىها و نيستىها و فقدان كمال‌ها باشد ؛ زيرا اين امور در هر موجودى يافت شود دليل بر امكان و نيازمندى اوست و امكان از اوصاف بارزهء ممكنات است و ممكن الوجود قسيم واجب الوجود است . در نتيجه مىگوييم : اگر در هستى دو و يا چند واجب الوجود باشد ، لازم مىآيد كه همهء آنها ممكن الوجود شوند و هذا خلف . بيان ذلك : اگر دو واجب الوجود در كار باشد ، هر دو در صفت واجب الوجود بودن مشترك خواهند بود و اين صفت ما به الاشتراك آن دو مىشود ، آن‌گاه از دو حال خارج نيست : 1 . يا اين دو واجب مفروض از هيچ جهتى از جهات با يكديگر امتيازى و تفاوتى ندارند ، بنابراين دوييت باطل مىشود و اثنينيت در كار نخواهد بود و آن يك حقيقت بيشتر نيست ، پس مطلوب ما ثابت مىگردد ؛ 2 . و يا اين دو حقيقت از جهتى از جهات با يكديگر امتياز پيدا مىكنند . در اين صورت لازم مىآيد كه واجب الوجود مركب باشد از ما به الاشتراك و ما به الامتياز و به قول مناطقه از جنس و فصل و به قول فلاسفه از وجود و ماهيت كه حدّ الوجود است و به زودى خواهد آمد كه هر مركبى محتاج به غير است و هرجا احتياج باشد امكان هم هست ؛ فما فرضناه واجبا صار ممكنا و هذا خلف . اين استدلال عقلى بود ؛ اما استدلالات نقلى در قرآن و سنت فراوان است ، براى مثال : لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا ؛ « 1 » اگر در آنها [ زمين و آسمان ] جز خدا ، خدايانى [ ديگر ] وجود داشت ، قطعا [ زمين و آسمان ] تباه مىشد .

--> ( 1 ) . سورهء انبياء ، آيه 22 .