العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )
89
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )
و أيضا يجب عليه ترك الكذب في غد لأنّه إذا كذب في الغد فعل شيئا فيه جهتا قبح و هو العزم على الكذب و فعله ، و وجها واحدا من وجوه الحسن و هو الصدق ، و إذا ترك الكذب يكون قد ترك تتمة العزم و الكذب و هما وجها حسن ، و فعل وجها واحدا من وجوه القبح و هو الكذب . و أيضا قد يمكن التخلص عن الكذب في الصورة الأولى بأن يفعل التورية أو يأتي بصورة الإخبار الكذب من غير قصد إليه . و لأن جهة الحسن هي التخلص و هي غير منفكة عنه وجهة القبح هي الكذب و هي غير منفكة عنه ، فما هو حسن لم ينقلب قبيحا و كذا ما هو قبيح لم ينقلب حسنا . متن : و [ جايز است ] از ميان دو فعل قبيح ، آن را كه قبحش كمتر است ، مرتكب شد ، علاوه بر آنكه خلاصى از انجام قبيح ممكن است ، [ يعنى مىتوان تدبيرى انديشيد ، كه شخصى در موقعيت مورد نظر ، مرتكب هيچ كار قبيحى نشود . ] شرح : اين عبارت مىتواند پاسخ به دو شبهه از شبههاى اشاعره باشد . شبههء نخست آن است كه آنان گفتهاند : اگر دروغ [ به حكم عقل ] قبيح باشد ، [ هر دروغى قبيح خواهد بود ، چون حكم عقل كلى بوده استثنابردار نيست ؛ در نتيجه ، ] آن دروغى كه مقتضى رها ساختن پيامبر از دست ستمگر است نيز قبيح خواهد بود . [ مانند آنكه پيامبر از دست كسانى كه در صدد قتل او هستند گريخته و در خانهء كسى پنهان شده باشد ، و آنگاه تعقيبكنندگان از صاحبخانه ، كه از معتمدين است ، مىپرسند ، آيا پيامبر در خانهء تو پنهان شده است ؟ اگر او دروغ بگويد ، جان پيامبر را از خطر رهانيده است ، و اگر راست بگويد ، او را در معرض هلاكت قرار داده است . اشاعره مىگويند : اگر حسن و قبح ، عقلى باشد ، چنين دروغى نيز قبيح خواهد بود ، ] و تالى باطل است ، زيرا [ چنين دروغى قبيح نيست ، به دليل آنكه اين دروغ جان پيامبر را از خطر مىرهاند ، و ] نجات دادن پيامبر كارى حسن و نيكوست ،