العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )

60

ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )

شرح : اين نيز عطف بر زائد است . زيرا وجوب وجود مستلزم نفى لذت و ألم است . بدان‌كه لذت و ألم گاهى [ و در يك معنا ] از توابع مزاج‌اند « 1 » ؛ لذت از توابع اعتدال مزاج و الم از توابع سوء مزاج به شمار مىرود ، و اين دو معنا تنها در جسم‌ها تحقق مىيابند ، حال آن‌كه با استناد به وجوب وجود ، ثابت شد كه خداى متعال ، محال است كه جسم باشد . از اين‌رو ، اين دو معنا [ يعنى لذت و ألم ، بدان معنا كه از توابع اعتدال و سوء مزاج‌اند ] ، از واجب تعالى منتفى مىباشد . و گاهى مقصود از ألم ، ادراك منافى و مقصود از لذت ، ادراك ملائم مىباشد . ألم به اين معنا نيز از واجب تعالى منتفى است . چون چيزى وجود ندارد كه منافي واجب تعالى باشد . و امّا لذّت به اين معنا [ - ادراك ملائم ] حكيمان نخستين بر ثبوت آن براى خداى متعال اتفاق نظر داشتند . زيرا او ادراك‌كنندهء كامل‌ترين موجودات ، يعنى ذات خودش مىباشد ، [ و روشن است كه ادراك ذات خود از مصاديق ادراك ملائم است . ] پس از آن لذت مىبرد . و گويا مؤلف ( ره ) اين قول را پذيرفته است ، [ چون تنها لذّت مزاجى را از خداوند نفى نمود ، نه مطلق لذت را ، بر خلاف ألم . ] و اين ، عقيدهء اين نوبخت و متكلمان ديگر است ، جز آن‌كه اطلاق « ملتذ » بر خداوند [ به عنوان يك صفت ] نيازمند اذن شرعى است ، [ يعنى در صورتى مىتوان خداوند را بدين صفت ، خواند كه در متون دينى ، اعم از قرآن و روايات ، خداوند بدين صفت خوانده شده باشد . « 2 » ]

--> ( 1 ) - مزاج در اصل مصدر است به معناى امتزاج و آن عبارت است از : اختلاط اجزاى عناصر با يكديگر و در اصطلاح حكيمان مزاج عبارت است از : كيفيتى متشابه و متوسط ميان اضداد كه از آن امتزاج حاصل مىشود . ( تهانوى ، كشاف اصطلاحات العلوم و الفنون . ) ( 2 ) - برخى بر آن‌اند كه خداوند را تنها به صفت‌ها و نام‌هايى مىتوان خواند كه در متون دينى ياد شده است ، و مقصود از اين‌كه مىگويند : نام‌ها و صفت‌هاى خداوند توفيقى است ، همين است . مستند اين گروه ، -