العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )
54
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )
شرح : اين عبارت عطف بر زائد است . چراكه وجوب وجود با اتحاد « 1 » منافات دارد ، زيرا ما [ در جاى خود ] بيان كرديم كه وجوب وجود مستلزم وحدت و يگانگى [ ذات واجب الوجود ] است . پس اگر واجب الوجود با غير خود متحد گردد ، آن غير ممكن خواهد بود [ نه واجب ، چون يك واجب بيشتر نداريم . ] و در نتيجه ، حكمى كه بر ممكن صادق است بر متحد با آن نيز صادق بوده ، واجب ، ممكن خواهد بود . دليل ديگر [ بر نفى اتحاد ] آن است كه اگر واجب با غير خود متحد گردد ، پس از اتحاد يا هر دو ، مانند حالت پيش از اتحاد ، موجوداند - كه در اين صورت اتحادى صورت نگرفته است - و يا هر دو يا يكى از آنها معدوم گشته است ، كه در اين صورت نيز اتحادى صورت نپذيرفته است ، [ چون در اتحاد بايد هر دو پس از اتحاد موجود باشند ، هرچند با يك وجود ] ، و لازم مىآيد كه واجب معدوم شده باشد ، كه در اين صورت ممكن خواهد بود و اين بر خلاف فرض است . المسألة الخامسة عشرة : في نفي الجهة عنه تعالى قال : و الجهة . أقول : هذا حكم من الأحكام اللازمة لوجوب الوجود ، و هو معطوف على الزائد ، و قد نازع فيه جميع المجسمة فإنّهم ذهبوا إلى أنّه تعالى جسم في جهة . و أصحاب أبي عبد اللّه بن كرّام اختلفوا : فقال محمد بن الهيصم : إنّه تعالى في جهة فوق العرش لا نهاية لها و البعد بينه و بين العرش أيضا غير متناه . و قال بعضهم : البعد متناه ، و قال قوم منهم : إنّه تعالى على العرش كما تقوله المجسمة ! و هذه المذاهب كلها فاسدة ، لأنّ كل ذي جهة فهو مشار إليه و محل للأكوان الحادثة فيكون حادثا فلا يكون واجبا .
--> ( 1 ) - مقصود از اتحاد آن است كه دو چيز ، كه هركدام وجودى براى خود دارد ، با يكديگر در خارج رابطهاى پيدا كنند ، كه دو وجودشان تبديل به يك وجود گردد .