العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )

39

ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )

اشاعره و دو جبّايى برآنند كه اراده صفتى زايد بر علم [ و غير آن ] است . « 1 » دليل بر ثبوت اراده ، مطلقا [ و به هر معنا كه آن را تفسير كنيم ] آن است كه خداى متعال [ از ميان همهء ماهيات ممكن ] برخى از ممكنات را آفريد و برخى را نيافريد ، با آن‌كه نسبت همهء آن‌ها به قدرت خداوند برابر است . پس بايد مخصصى [ - امرى كه آن دستهء خاص را به ايجاد اختصاص داده باشد ] در كار باشد سواى قدرت كه شأن آن ايجاد و نسبتش به همه يكسان است ، و سواى علم كه تابع معلوم است . و آن مخصص همان اراده است . و نيز برخى از ممكنات [ كه موجود مىگردد ، از ازل و بطور دائم ايجاد نشده‌اند ، بلكه ] ايجاد آن‌ها در وقت خاص صورت گرفته است ، كه نه پيش از آن و نه پس از آن موجود نبوده و نخواهند بود ، با آن‌كه نسبت [ قدرت به ايجاد آن پديده‌ها در همهء زمان‌ها ] برابر است . پس بايد امرى سواى قدرت و علم وجود داشته باشد كه [ وجود هر پديد به زمان خاصش را بر وجودش در زمان‌هاى ديگر ] رجحان دهد . قال : و ليست زائدة على الداعي و إلّا لزم التسلسل أو تعدّد القدماء . أقول : اختلف الناس هنا ، فذهبت الأشعرية إلى إثبات أمر زائد على ذاته قديم هو الإرادة . و المعتزلة اختلفوا : فقال أبو الحسين : إنّها نفس الداعي ، و هو الذي اختاره المصنف . و قال أبو علي و أبو هاشم : إنّ إرادته حادثة لا في محل . و قالت الكرامية : إنّ إرادته حادثة في ذاته .

--> ( 1 ) - هرچند در معناى اراده اختلاف نظر است ، اما آنچه مسلم است ، اين‌كه خداى متعال در فعل خود نه مجبور است و نه مضطر . كسى او را بر انجام كارى يا ايجاد پديده‌اى وا نمىدارد ، هرچند كند با علم و اختيار خود است و ارادهء خداوند را مىتوان به همين معنا در نظر گرفت . پس مريد بودن خداوند بدين معناست كه او فاعل مختار است و افعال او منوط به مشيّت اوست .