العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )

33

ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )

خواهند بود و براى تصوّر يك شىء بايد بىنهايت صورت تحقق يابد ! ] با آن‌كه آن صورت ، تنها با استناد به ذات خود ما براى ما حاصل نيست [ چون ذات ما قابل آن صورت‌هاست ] ، بلكه با مشاركت ديگر معقولات [ يعنى مجردات ، از جمله عقل فعال ، آن صورت براى ما ] حاصل مىباشد . بنابراين ، علم به موجودات براى واجب الوجودى كه اشياء از ذات او به تنهايى نشأت مىگيرند [ و خداوند تنها علّت پديدآورندهء آن‌هاست ] ، بدون نياز به وساطت صورت‌هاى آن‌ها ، به طريق اولى حاصل خواهد بود . و چون 1 ) ذات خداوند سبب براى هرموجودى است ؛ و 2 ) علم او به ذاتش علت است براى علم او به آثارش ؛ و 3 ) ذات او و علم او به ذاتش ، كه هردو علت‌اند ، اعتبارا دو چيز و ذاتا يك چيزاند ؛ نتيجه مىگيريم : 4 ) معلول خداوند و معلوم خداوند ذاتا يك چيز و با نوعى اعتبار ، دو چيزاند . آنچه آمد مطلبى گران‌بهاست كه صاحب التحصيل [ - بهمينار ] بدان اشاره نمود و مؤلف ( ره ) در شرح اشارات [ در نمط هفتم ، فصل هفدهم ] آن را شرح و بسط داد . با اين تحقيق تمام محال‌ها [ ى اشاره شده ] بر طرف مىگردد ، چون همهء اين محال‌ها با اعتبار حصول صور در ذات خداى متعال لازم مىآمد . [ يعنى معترض گمان برده بود كه علم خداوند به ماهيت‌ها مستلزم حصول صورت‌هاى آن‌ها نزد خداوند و قابل بودن خداوند نسبت به آن‌هاست ؛ درحالىكه روشن شد ، نفس وجود خارجى ماهيات نزد خداوند حاصل و حاضرند ، و علم خداوند مستقيما بدون وساطت صورت ، به آن‌ها تعلق مىگيرد . ] قال : و تغيّر الإضافات ممكن . أقول : هذا جواب عن اعتراض الحكماء القائلين بنفي علمه تعالى بالجزئيات الزمانية . و تقرير الاعتراض : أن العلم يجب تغيره عند تغير المعلوم ، و إلّا لانتفت المطابقة لكن الجزئيات الزمانية متغيرة فلو كانت معلومة للّه تعالى لزم تغير علمه تعالى و التغير في