العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )

28

ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )

و اما امكان مصاحب و مقارن شدن در معقوليت [ كه دو چيز با هم معقول چيز سومى شوند ] ، به خاطر آن است كه هر معقولى از امور عامه [ مانند امكان ، وجود و وحدت ] جدا نيست [ و بنابراين ، هر معقولى مىتواند با هريك از اين امور تعقل شود . ] و اما اينكه در اين صورت ، آن مجرد را ادراك و تعقل خواهد كرد ، به خاطر آن است كه امكان مقارنت مجردى با غير متوقف بر حضور در عقل نيست [ كه هر دو در عقل مجرد سومى جمع آيند . ] چون حضور در عقل خودش نوعى مقارنت است ، [ و اگر امكان مقارنت مجردى با غير خود متوقف بر حضور در عقل باشد ] امكان شىء متوقف بر ثبوت و تحقق فعلى آن خواهد بود و اين باطل است . از طرفى ، امكان مقارنت [ در مجرد با هم ] همان امكان تعقل است . دربارهء اين دليل بحث‌هايى است كه در كتاب‌هاى عقلى خود آورده‌ايم . « 1 » دليل سوم : بنابر آنچه در باب وحدانيت خداوند مىآيد ، هر موجودى جز خداى متعال ممكن است ، و بنابر آنچه گذشت هر ممكنى ، با واسطه يا بدون واسطه ، مستند به واجب تعالى [ و معلول و آفريدهء اوست ؛ و در بحث اعراض ، مبحث علم ، مسألهء هفدهم ] گذشت كه علم به علت مستلزم علم به معلول است . و خداى متعال ، بنابر آنچه گذشت ، به خودش علم دارد ، پس به غير خودش نيز علم دارد . قال : و الأخير عامّ . أقول : الوجه الأخير من الأدلة الثلاثة الدالة على كونه تعالى عالما يدل على عمومية علمه بكل معلوم ، و تقريره : أنّ كل موجود سواه ممكن و كل ممكن مستند إليه فيكون عالما به ، سواء كان جزئيا أو كليا ، و سواء كان موجودا قائما بذاته أو عرضا قائما بغيره ،

--> ( 1 ) - از جمله اشكالها آن است كه : صرف اينكه عاقلى جسم كلى را با حيوان كلى تعقل كند و جسم كلى با حيوان كلى در ذهن او مصاحب شوند ، دليل آن نيست كه اگر حيوان كلى در وجود مستقل هم باشد ، باز بتواند با مفهوم جسم كلى مقارن گردد .