العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )
201
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )
اين اشكال مطرح خواهد شد كه : اگر خداوند نعمتى را به عنوان عوض در اختيار شخص بهشتى قرار دهد و آنگاه آن را از او بازستاند ، محروم شدن از آن نعمت شخص را اندوهناك و متألم مىكند ، [ در حالى كه براى اهل بهشت هيچ غم و اندوه و دردى نيست . ] پاسخ اين اشكال از دو جهت است : نخست اينكه خداوند عوض ظلمى را كه بر او وارد شده به طور پراكنده و در زمانهاى مختلف به او مىدهد به گونهاى كه متوجه قطع شدن آن نمىگردد و از اينرو رنجى براى او حاصل نمىشود . دوم : خداى متعال از باب تفضل پس از پايان يافتن عوض مثل آن را براى هميشه به او مىدهد ، و در نتيجه رنجى براى او پديد نمىآيد . و اگر شخصى دوزخى و مستحق كيفر باشد خداى متعال عوض ظلمى را كه بر او روا رفته است ، قسمتى از عقاب و كيفر او قرار مىدهد ، بدين معنا كه مقدارى از عقاب او را در برابر عوضهايى كه استحقاق دارد ، مىكاهد ، زيرا نزد عقل فرقى ميان رساندن نفع و زدودن زيان در انتخاب نيست . پس هرگاه كيفر او كاسته شد در حالى كه او را دردها و رنجهاى بزرگى فراگرفته است ، مىفهمد كه رنجهاى او پس از كاسته شدن آن ميزان از كيفر ، شديدتر خواهد بود و در عين حال هيچ احساس راحتى نمىكند ، يا آنكه مىگوييم : خداى متعال از رنجهاى او به مقدارى از عوضها كه استحقاق دارد ، به طور پراكنده و در زمانهاى مختلف مىكاهد ، به گونهاى كه كاسته شدن عقابش براى او معلوم نگردد . قال : و لا يجب دوامه لحسن الزائد بما يختار معه الألم و إن كان منقطعا ، و لا يجب حصوله في الدنيا لاحتمال مصلحة التأخير ، و الألم على القطع ممنوع مع أنّه غير محلّ النزاع . أقول : لما ذكر وجوب العوض شرع في بيان أحكامه ، و قد اختلف الشيخان هنا :