العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )
194
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )
نيز سازگار است كه خداوند [ از طرف خود ] به حيوان بدون شاخ عوض اعطا كند ، همانگونه كه مولا وقتى غرامت آنچه را بندهاش تلف كرده است ، مىپردازد گفته مىشود : مظلوم حق خود را از بندهء او گرفت ؛ علاوه بر آنكه احتمال مجاز [ در اين روايت ] وجود دارد به اين صورت كه [ مقصود واقعا حيوان نباشد ، بلكه انسان باشد و ] ظالم را چون متمكن از ظلم است به حيوان شاخدار و مظلوم را ، به خاطر ناتوانىاش ، به حيوان بىشاخ تشبيه كرده باشد . پاسخ استدلال دوم آن است كه مقصود از روايت آن است كه آن حيوان قصاص نمىشود ، [ نه آنكه عوضى به مجروح داده نمىشود . ] پاسخ استدلال سوم آن است [ ميان محلّ بحث و مورد ياد شده در استدلال فرق است و لذا قياس يكى به ديگرى صحيح نيست . توضيح اينكه : ] قاتل ممنوع است از اينكه كسى را بكشد [ و اين كار بر او حرام است ] و او يك باور عقلى در [ عمق وجدان ] خود دارد كه او را از اقدام كردن بر اين كار بازمىدارد ، و از اين روست كه ما عوض را بر سازندهء شمشير واجب نساختيم [ بلكه بر شخص قاتل واجب دانستيم ] ، بر خلاف حيوان درنده [ كه چنين بازدارندهاى در او وجود ندارد و گويا مانند ابزارى است كه با تحريك ديگرى به حركت مىآيد . ] پاسخ استدلال چهارم آن است كه گاهى منع كردن از خوردن شكار [ با وجود قرار گرفتن عوض در برابر آن ] نيكوست و اين در صورتى است كه عنوان نيكويى در برابر آن باشد ، همانگونه كه از ما نيكوست كه كودكان را از نوشيدن شراب بازداريم و كيفركننده را از كيفر منع كنيم . قال : بخلاف الإحراق عند الإلقاء في النار و القتل عند شهادة الزور . أقول : إذا طرحنا صبيا في النار فاحترق فإنّ الفاعل للألم هو اللّه تعالى و العوض علينا نحن ، لأنّ فعل الألم واجب في الحكمة من حيث إجراء العادة و اللّه تعالى قد منعنا من