العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )

125

ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )

[ بايد توجه داشت كه فكر اعم از اراده است . ] ابو اسحاق نظام گفته است : فعل انسان همان حركت‌هاى حادث در او ، بر حسب انگيزه‌هاى او ، مىباشد ، در نظر نظام انسان [ يعنى همان نفس انسانى ] حقيقتى است كه به نحوى در بدن جارى و سارى است [ مانند جريان آب در گل . ] « 1 » اراده و اعتقادها حركت‌هاى قلب [ و افعال قلب ] مىباشند ، و آنچه جداى از همهء [ اعضاى انسان و بيرون از آن‌ها ] تحقق مىيابد ، مانند كتابت و غير آن ، فعل خداى متعال به سبب طبيعت محلّ است . ثمامه گفته است : فعل انسان همان چيزى است كه آن را در محل قدرت خود پديد مىآورد ، و امّا آنچه از محلّ قدرت فراتر مىرود و بيرون از آن تحقق مىيابد ، پديده‌اى است كه پديدآورنده ندارد ، و فعلى است كه فاعلى ندارد . اشاعره گفته‌اند : فعل متولّد ، كار خداى متعال است . گروه‌هاى معتزله در اين مقام [ براى اثبات مدعاى خود ] به ضرورت و بداهت پناه آورده‌اند [ و گفته‌اند ] ما [ بر حسب ارتكاز و به طور طبيعى ] مىدانيم كه كارهاى متولّد ، مانند كتابت و حركت‌ها و غير آن از صنايع ، به ما استناد دارد و از ما نيكوست كه [ در اين موارد ] فاعل را ستايش يا نكوهش كنيم ، همان‌گونه كه در فعل مباشر [ اين كار نيكوست . ] مؤلف ( ره ) به خوب بودن ستايش و نكوهش [ بر كارهاى متولّد ] براى اثبات « علم » به اين‌كه ما فاعل اين كارها هستيم ، استدلال كرد ، نه براى اثبات اين‌كه ما فاعل اين كارها هستيم . [ يعنى نگفت : از حسن مدح و ذمّ بر فعل متولّد نتيجه مىشود كه ما فاعل اين كارها هستيم ، بلكه گفت : از آن نتيجه مىشود كه ما مىدانيم و علم داريم كه ما فاعل اين كارها هستيم . ] و اين به خاطر آن است كه استدلال بر امور بديهى

--> ( 1 ) - به عقيدهء نظام روح ، جسم لطيفى است كه مشابك با بدن و مداخل با قلب است ، آن‌گونه كه چربى در شير و آب در گل جريان دارد . ( ر . ك : شهرستانى ، ملل و نحل ، ج 1 ، ص 55 )