العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )
101
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )
دليل سوم : گفتهاند : هرچه خداوند علم به وقوع آن دارد ، وقوعش واجب مىباشد ، و هرچه علم به عدم وقوع آن دارد ، وقوعش ممتنع مىباشد . پس هرگاه خداوند علم به عدم وقوع طاعت از كافر داشته باشد [ و بداند كه زيد ايمان نخواهد آورد ] محال است كه از او طاعت بخواهد ، و گرنه چيزى را خواسته كه وجود آن ممتنع مىباشد . پاسخ آن است كه علم تابع است و تأثيرى در امكان فعل ندارد ، و تقرير اين مطلب گذشت . « 1 »
--> - شده از انسانها ، به اين معنا ، متعلق اراده و خواست خداونداند . يعنى خداوند كه انسان را آفريده و به او قدرت بر ايمان و كفر ، راستگويى و دروغگويى ، هر دو را داده است ، و از آن سو ، به او اختيار و ارادهء آزاد داده است تا هرچه را اراده مىكند ، انجام دهد ، هر فعلى كه از انسان سر زند ، با حول و قوهء الاهى بوده است و به بيانى خداوند خواسته است كه آن فعل صورت پذيرد و اگر نمىخواست ، نيروى انجام آن فعل را از آن فرد سلب مىكرد . در كنار ارادهء تكوينى ، ارادهء تشريعى خداوند است كه منشأ تكليف و امر و نهى مىگردد . وقتى مىگوييم خداوند اراده كرده است كه همه ايمان آورند ، مقصود آن است كه از انسانها خواسته است كه با اراده و اختيار خود ايمان آورند ، كه البته مىتوانند ، بپذيرند و مىتوانند نپذيرند ، و همين قدرت را خداوند به آنان ارزانى داشته است . در اينجا اگر كسى ايمان نياورد ، مغلوب بودن خداوند لازم نمىآيد ، زيرا همان كفر ورزيدن ، هرچند بر خلاف ارادهء تشريعى و بر خلاف قانون و امر خداوند است ، اما برطبق ارادهء تكوينى خداوند است . آرى ، اگر كارى بدون اذن تكوينى خداوند صورت پذيرد ، مغلوبيت خدا لازم مىآيد ، و چنين چيزى محال است ، زيرا معنايش آن است كه چيزى در عالم امكان تحقق يابد ، كه سلسلهء علل آن به خداوند منتهى نشود . ( 1 ) - در اينجا نيز مىتوان گفت : آنچه لازم است تطابق ميان علم خداوند و ارادهء تكوينى اوست . يعنى هرچه را خداوند مىداند كه تحقق مىيابد ، خواست تكوينى او نيز به تحقق آن تعلق مىگيرد ، كه البته تعلق خواست خداوند به تحقق آن تقدم رتبى بر تعلق علم خدا و به تحقق آن دارد . زيرا چون خداوند خواسته است كه آن پديده تحقق يابد ، تحقق مىيابد ؛ و چون تحقق مىيابد ، خداوند از پيش مىداند كه تحقق مىيابد . اما در ارتباط با ارادهء تشريعى چنين تطابقى لزوم ندارد . چه بسا چيزى تحقق نيابد و خداوند نيز بداند كه تحقق نمىيابد ، و در عين حال بخواهد ( با خواست تشريعى ، يعنى امر كند ) كه تحقق يابد .