العلامة الحلي ( مترجم : ابو الحسن شعرانى )

75

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى )

معاد ميپندارند و علامه رحمه اللّه اشاره بدفع و هم آنان نكرد چون كتاب را براى عوام ننوشته است اما در باب معاد فرمود انسان از همه جهت معدوم نميشود تا اعاده آن محال باشد و عامه مردم چيزى كه از هم فرو ريخت و پراكنده شد معدوم ميگويند . و قسمة الموجود إلى الواجب و الممكن ضروريّة وردت على الوجود من حيث هو قابل للتّقييد و عدمه . مسأله چهل و يكم - پيش از اين دانسته شد كه موجود يا واجب است يا ممكن و اين تقسيم بديهى است و محتاج بدليل نميباشد زيرا كه يا حاجت به علت دارد يا ندارد و ميان نفى و اثبات واسطه نيست . و اگر گويند آن وجود كه تقسيم ميكنيم و هم شامل واجب مىشود و هم ممكن كدام وجود است ؟ اگر واجب است شامل ممكن نميشود و اگر ممكن است شامل واجب نميشود . گوئيم آن وجود مطلق است بىقيد واجب و ممكن چنان كه اگر گوئيم عدد يا زوج است يا فرد مقصود عدد مطلق است بىملاحظه قيد نه زوج بالخصوص يا فرد بالخصوص . و الحكم على الممكن بإمكان الوجود حكم على الماهيّة لا باعتبار الوجود و العدم . مسأله چهل و دويم - پيش از اين گفتيم كه ممكن با ملاحظه وجود واجب است و با ملاحظه عدم ممتنع است و اگر كسى گويد پس آنكه ممكن است كدام است ؛ ممكنى كه موجود است ؟ يا آنكه معدوم است ؟ در جواب گوئيم آن ماهيت مطلق است با قطع نظر از وجود و عدم . ثمّ الإمكان قد يكون آلة في التّعقّل و قد يكون معقولا باعتبار ذاته .