العلامة الحلي ( مترجم : ابو الحسن شعرانى )

57

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى )

وجود را همه كس ميداند و مىشناسد و ذات او را هيچ‌كس نمىشناسد . جواب آن است كه مفهوم و معناى وجود كه همه ميشناسند معنى عرضى است و ذات و حقيقت وجود را هيچ‌كس نمىداند و نمىشناسد حتى وجود ممكنات را نظير آنكه معنى و مفهوم ( چيز ) را همه ميدانند و حقيقت اشياء را نميدانند و مفهوم دارو را همه ميدانند و حقيقت داروها را جز داروسازان نميدانند و معنى بيمارى را همه تصور كرده‌اند و حقيقت امراض گوناگون را تعقل نكرده‌اند . دليل دعوى آنست كه وجود مشكك است يعنى مراتب شديد و ضعيف دارد مانند رنگها و هر مرتبه آن مباين مرتبه ديگر است مثلا ميان سياهى و سفيدى هزاران رنگ هست بعضى نزديكتر بسفيدى و بعضى نزديكتر بسياهى و هيچ‌يك نام ندارد و هر مرتبه‌اش ماهيتى است مباين ماهيت ديگر و شايسته آنكه بر فرض احتياج براى هر يك نامى نهاده باشند خاص او . وجود نيز مراتب بسيار دارد هر يك مباين ديگرى و آنكه عين ذات بارى تعالى است مفهوم بديهى وجود نيست بلكه مرتبه شديد او است كه هيچ كس تعقل آن نكرده است و علامه رحمه اللّه فرمود اين تحقيق اصلا از بهمنيار شاگرد ابن سينا است در كتاب تحصيل و خواجه نصير الدين طوسى در كتاب شرح اشارات توضيح داده و بيان كافى كرده است . بايد دانست كه خواجه نصير الدين طوسى عليه الرحمه در شرح اشارات صريحا فرمود اصل در خلقت وجود است و ماهيات اعتبارى است از لوازم هر وجود ممكن و ملا عبد الرزاق لاهيجى در شوارق در شرح اين عبارت تجريد گويد مقصود ما از مجعوليت ماهيت آن است كه ثابتات ازليه را باطل كنيم چنان كه سابق گذشت ( در مسأله 11 . 12 ) و الا چون مسلم شود كه ماهيات قبل از وجود ثابت نيستند مضايقه نداريم از مذهب استاد حكيم محقق و آنچه مؤلف در شرح اشارات بدان معتقد شدند پيروى نمائيم و اصل در خلقت را وجود بدانيم . بنابراين اصل در همه چيز وجود است خداى تعالى عين وجود است بىآميزش چيزى و مخلوقات او همه وجودند الا آنكه چون مراتب وجود مختلف است بعضى شديد