العلامة الحلي ( مترجم : ابو الحسن شعرانى )
10
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى )
و الموجود في الذهن إنّما هو الصّورة المخالفة في كثير من اللّوازم . جواب شبهه آنها است كه وجود ذهنى را باطل شمرده و گفتهاند اگر ماهيت هر چيز در ذهن باشد از جمله صفات حرارت و سواد و اشكال ، بايد ذهن از تصور آنها گرم شود يا سياه گردد يا شكل كره و مربع و غير آن گيرد و مؤلف جواب داد آنكه در ذهن موجود شود صورت حرارت يا شكل كره يا صورت سواد است و در بسيارى از لوازم با حقيقت اين معانى فرق دارد از جمله آنكه موجب اتصاف محل نميشود . و چنان كه گفتيم وجود ذهنى در ماهيت با موجود خارجى يكى است و آنچه لوازم ماهيت است هم در خارج و هم در موجود ذهنى هست و هر چه لازم وجود ذهنى است در خارج نيست و هر چه لازم وجود خارجى است در ذهن نيست . و ليس الوجود معني به تحصل الماهيّة في العين بل الحصول . مسئلهء پنجم - وجود مانند ساير صفات قائم به محل نيست مثلا سياهى و سفيدى هر يك معنائى است عارض جسم ميگردد و جسم را بسبب عروض آنها سياه يا سفيد ميگويند اما وجود نه معنائى است كه عارض اشياء گردد و بسبب عروض وجود آنها موجود شوند زيرا كه اگر اشياء موجود نباشند چيزى عارض آنها نميشود و اگر موجود باشند نيازى بوجود ديگر ندارند يس وجود چيزى نيست كه عارض ماهيت شود و آن را موجود كند چنان كه سياهى عارض جسم مىشود و آن را سياه ميسازد بلكه وجود همان حصول ماهيت است . و لا تزايد فيه و لا اشتداد . مسئلهء ششم - آنكه وجود نه از جهت مقدار بيشتر و كمتر مىشود و نه از جهت كيف سختتر و سستتر ميگردد . مثلا نسل انسان كه افزوده مىشود در ماهيت است و كميت آن تزايد پذيرفته و آتش