العلامة الحلي ( مترجم : ابو الحسن شعرانى )
127
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى )
علت بودن و معلول بودن هر دو از معقولات ثانيه است زيرا كه علت بودن آتش براى گرمى چيزى زائد بر آتش نيست و معلول بودن گرمى هم صفتى زايد بر گرمى نيست و تقابل ميان علت و معلول تضايف است . و قد يجتمعان في الشّيء الواحد بالنّسبة إلى أمرين و لا يتعاكسان فيهما . گاه باشد كه علت بودن و معلول بودن در يك چيز جمع شود مانند روشنى ماه كه نسبت بروشنى خورشيد معلول است و نسبت بروشنى زمين علت . و باصطلاح علت متوسطه است . و عكس آن صحيح نيست يعنى ماهيات نسبت به آنكه معلول بود علت باشد و نسبت با آنكه علت بود معلول چون دور لازم آيد . از اينجا معلوم مىشود دور در علت و معلول باطل است و باطل بودن آن بديهى است مثل آنكه نميتوان چراغى را از چراغ ديگر روشن كرد و چراغ ديگر را از چراغ اول . [ باطل بودن تسلسل ] و لا يتراقى معروضاهما في سلسلة واحدة إلى غير النّهاية لأنّ كلّ واحد منهما ممتنع الحصول بدون علّة واجبة لكنّ الواجب بالغير ممتنع أيضا فيجب وجود علّة لذاتها هي طرف . مسأله چهارم در باطل بودن تسلسل - علت و معلول در يك سلسله ممكن نيست غير متناهى باشند بلكه بايد منتهى شوند بعلتى كه معلول نباشد و براى ابطال تسلسل دو راه است يكى آنكه هر صفت عرضى بايد منتهى بذاتى شود و ديگر آن كه مساوى بودن زائد و ناقص محال است و نزديك ده دليل آوردهاند بعضى از راه اول تسلسل را باطل مىكند و بعضى از راه دويم . و اختلاف ميان دليلها در تعبيرات است و مناقشات آن غالبا لفظى است كه با تغيير بعضى كلمات آن رفع مىشود و ما اين دو اصل را پيش از