العلامة الحلي ( مترجم : ابو الحسن شعرانى )

84

كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى )

و لا يفتقر الحادث إلى المادّة و المدّة و إلّا لزم التسلسل . مسأله چهل و ششم - فلاسفه گفتند حادث محتاج به ماده و مده نيست و گرنه تسلسل لازم آيد . و مراد آنها از حادث در اينجا حادث ذاتى است چنان كه در صفحه 51 و 52 گذشت و حادث ذاتى در اصطلاح معقول شامل ممكنى مىشود كه بعلتى موجود شده هر چند هميشه بوده است و در آنجا گفته شد كه حادث ذاتى احتياج به زمان ندارد يعنى زمان در آن معتبر نيست و در اينجا فرمود نه حاجت به مدت دارد يعنى به زمان و نه حاجت به ماده دارد يعنى ماده جسمانى لازم نيست پيش از حادث تا آنكه ماده مستعد او گردد چون حكما عقول مجرده را مخلوق غير جسمانى و غير مادى ميدانند و با اينكه حادثند حاجت بماده ندارند . اما حادث زمانى يعنى آنكه زمانى گذشت و موجود نبود البته حاجت به مدت دارد زيرا كه گذشتن زمان در مفهوم او معتبر است و حاجت بماده نيز دارد چنان كه در بيان استعداد و امكان استعدادى گذشت ( صفحه 46 ) و علامه رحمه اللّه در آنجا فرمود امكان ذاتى غير امكان استعدادى است و امكان استعدادى امرى حقيقى است در ماده‌اى سابق بر ممكن حادث . اما بهر حال حادث حاجت بماده و زمان ندارد و اگر بعض اقسام آن حاجت داشته باشد دليل احتياج همه نيست . القديم لا يجوز عليه العدم لوجوبه بالذّات أو لاستناده إليه . مسأله چهل و هفتم - موجودى كه قديم باشد ممكن نيست معدوم شود زيرا كه يا واجب الوجود است كه هميشه بوده است و خواهد بود يا اگر ممكن الوجود باشد مستند بواجب الوجود است يعنى واجب الوجود علت تامه او است و تا واجب الوجود هست او هم هست اگر چه واجب الوجود بعقيده حكما و متكلمين مريد و مختار است اما قديم زمانى بودن مخلوق دليل آن است كه اراده خداى تعالى از ازل بوجود او تعلق گرفته است و ارادهء خدا عين ذات او است ببيانى كه در محل خود خواهيم گفت ان شاء اللّه و او علت تامه است پس مخلوقى كه اراده او از ازل بوجودش تعلق گرفته معدوم نميشود