السيد ابن طاووس ( مترجم : جباران )
26
فلاح السائل ( سائل رستگار ) ( فارسى )
در اين شعر شاعر ستايش ممدوحش را براى برآوردن حاجتش كافى شمرده ، پس خداوند عزّ و جلّ سزاوارتر است كه چنين باشد ، زيرا جود و رحمتش كامل است . اين شرايطى است كه براى دعا لازم است و تو هرگاه خود را در مقابل خداوند عزّ و جلّ اين چنين يافتى ، بدانكه در حضور آن وجود مقدّس و در درياى جودش غوطهورى و چه عنايت بزرگى و چه كليد باب سعادتى . و اگر دريافتى كه عقل و قلبت غافل و خود به كار ديگر مشغولى و به خدا توجّهى ندارى ، چنانكه گويى دعا مىكنى ، ولى يقين به حضور كسى ندارى و خود را در مقابل آن مالك عظيم الشّأن كه مالك تمام عالميان است ، احساس نمىكنى و آثار عبوديّت و بندگى در چهرهات ظاهر نشده و هراسى از هيبت بزرگ الهى در دل ندارى و مانند خطاكاران جنايتپيشه كه در حضور مولاى خود به لرزه مىآيند لرزه به اندامت نيفتاده ؛ بدانكه گناهان تو را از پيشگاه آن ذات مقدّس دور داشتهاند و نقصان و خرابى قلبت باعث شده است به آن بارگاه بارت نداده ، از رسيدن به مطلوب بازت دارند ؛ و بترس از آنكه خدا بر بىايمانى تو شهادت دهد كه هركس چنين باشد هلاك خواهد شد . آيا نشنيدهاى كه خداوند المؤمنين مىفرمايد : « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إِيماناً وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ » « 1 » پس به حال خود گريه كن ، مانند كسى كه مولايش از خبث طينت و زشتى سيرت او آگاه شده و پىبرده كه بدبندهاى است ، پس او را از درگاه خود رانده و از آستانش دور نموده و يكى از عقوبتهايى كه براى او مقرّر كرده اين است كه بهجاى تلاش براى رسيدن به مقام بلند رضا به دنيايش مشغول باشد . پس اگر با اين صفات ناپسند به دعا ايستادى و دعايت مستجاب نشد ، عيب از توست كه صادقانه دعا نكردهاى و از راه صحيح پيش نرفتهاى .
--> ( 1 ) . مؤمنان آنها هستند كه چون نام خدا برده شود دلهايشان بلرزد و چون آيات خدا بر ايشان خوانده شود بر ايمانشان افزوده شود و در هركار بر پروردگار خويش توكّل كنند ( سورهء انفال ، آيهء 2 )