السيد ابن طاووس ( مترجم : جباران )

25

فلاح السائل ( سائل رستگار ) ( فارسى )

ترسناكى سخن مىراند ؛ بدان شيوه كه جنايتكاران و خيانت‌پيشگان با مالك بزرگى مكالمه مىكنند كه در هرحال قادر بر انتقام است . نكتهء ديگرى كه لازم است در حال دعا مراعات شود ، اينكه بدانى همان‌طور كه تو خود از دعاكردن هدفى دارى ، خداوند متعال هم از دعاى تو منظورى دارد . منظور بنده از دعا اين است كه حاجتى بخواهد و خدا مىخواهد كه بنده‌اش به ستايش او مشغول باشد ، پس بايد خواستهء او را بر هدف خود مقدم بدارى و بيش از آنكه از گفتن حاجات خود احساس لذّت مىكنى ، از ستايش و بزرگداشت خدا و اعتراف به احسان او لذّت ببرى . هرچند حاجتت از مهم‌ّترين مسائل دنيوى باشد ، يا آنكه بخواهى بزرگ‌ترين بلا را از تو بگرداند ، زيرا اگر بنده پروردگارش را به يقين بشناسد ، مىداند كه اگر به حفظ حرمت و حقّ رحمت او مشغول باشد ، آسان‌تر به اجابت و يارى خدا دست مىيابد . امام صادق عليه السّلام فرمود : « خداى عزّ و جلّ مىفرمايد : هركس به‌جاى خواستن از من به ياد و ذكرم مشغول شود به او چيزى عطا مىكنم ، برتر از آنچه در صورت درخواستش عطا مىكردم » . « 1 » آيا دربارهء اين مقام بلند نشنيده‌اى كه ائمهء اسلام گفته‌اند : پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله فرمود : برترين دعا دعاى من و دعاى پيامبران پيشين است ، آنگاه جملاتى در شهادت به يگانگى ، بزرگداشت و ستايش خدا بيان كرد . به آن حضرت عرض كردند : اين چه دعايى است ؟ حضرت فرمود : آيا خداوند از خواستهء دعاكننده آگاه‌تر است يا عبد اللّه بن جذعان ؟ امية بن صلت در مدح عبد اللّه بن جذعان چنين سروده : « آيا حاجتم را بگويم يا حياى تو مرا از ذكر حاجت بىنياز مىكند كه طبيعت و خلق تو حياست . هنگامى كه كسى تو را ستايش كند ، نيازى ندارد كه حاجتش را بگويد » . « 2 »

--> ( 1 ) . انّ اللّه عزّ و جلّ يقول : من شغل بذكرى عن مسألتى اعطيته افضل ما اعطى من سئلنى ( بحار الانوار ، ج 93 ، ص 158 . ( 2 ) . ااذكر حاجتى ام قد كفانى * حياءك انّ شيمتك الحياء اذا اثنى عليك المرء يوما * كفاه من تعرّضه الثّناء