السيد ابن طاووس ( مترجم : جباران )

7

فلاح السائل ( سائل رستگار ) ( فارسى )

رأى و نظر غير معصوم براى تدبير امور دين و دنيا كافى نيست . خداوند عزّ و جلّ نظر تعدادى از پيامبران خود را تخطئه نموده و بدين وسيله بر بندگان روشن كرده كه نظر غير معصوم هيچ حجّيّتى ندارد ؛ مثلا آدم عليه السّلام را دربارهء خوردن از شجرهء ممنوعه و داوود عليه السّلام را در يكى از قضاوت‌ها و موسى عليه السّلام را دربارهء انتخاب هفتاد نفر از بنى اسرائيل براى ميقات ، تخطئه نموده است . وقتى انبياى الهى با آنكه در مكاشفه به نهايت رسيده ، مورد توجّه قرار گرفته‌اند در مواردى نيازمند راهنمايى مىشوند ؛ مردم عادى چگونه مىتوانند بدون هدايت الهى امور خويش را به نحو شايسته تدبير كنند . اگر به نظريات علماى مذاهب مختلف اسلامى توجّه كنى و سخن مجتهدان امين و متّقى را بشنوى ؛ مىبينى بىآنكه عناد و خصومتى با حقّ داشته باشند ؛ در تفسير اكثر آيات كتاب الهى و احاديث اختلاف‌نظر دارند . چراكه در اكثر آيات و روايات احتمالاتى وجود دارد كه موجب اختلاف برداشت مىشود . اينجاست كه اگر اهل انصاف و شايستهء لطف خدا باشى ، درمىيابى كه انتخاب انسان‌هاى غير معصوم هيچ حجّيّتى ندارد و براى تدبير دنيا و حفظ دين كافى نيست . مردم محتاج رهبرى هستند كه خداوند عزّ و جلّ او را تحت نظر بگيرد و صفاتش را تكميل و باطنش را تأديب و موضع‌گيرىهايش را اصلاح كند و حركات و سكناتش را كنترل و با عنايات ظاهرى و باطنى امدادش نمايد ، همان‌گونه كه تدبيرات انبيا و فرشتگان را كنترل مىكند . چنين انسان معصومى است كه قول و فعلش حجّيّت داشته ، شايستهء پيروى است . و آنجا كه به تفسير آيات و روايات زبان گشايد نظرش صائب و بيانگر منظور خداست و در رديف تأويلات مختلفى قرار نمىگيرد كه ديگران آورده‌اند . اما بعد ، چون تحت توجّه الهى قرار گرفتم و موهبت او شامل حالم شد و توانستم در آينهء لطف و كرم پروردگارى بنگرم كه چگونه مرا آفريده ، پرورش داده ، در كشتى نجات بر پشت پدران حمل كرده ، به رحم‌ها سپرده ؛ و از بلا و عذابى كه بر گذشتگان نازل كرده ؛ در امانم داشته و مرا به معرفت خويش هدايت كرده است ؛ و دانستم كه