السيد ابن طاووس ( مترجم : جباران )

130

فلاح السائل ( سائل رستگار ) ( فارسى )

احسانش سزاوار مهر و محبّت است . پس بنده در نتيجهء معرفت ، به خدا مهر مىورزد ؛ زيرا خدا كامل‌تر و نيكوكارتر از آن است كه عظمت و كمال و احسانش قابل توصيف باشد ؛ بلكه آن ذات اقدس كامل‌ترين ، نيكوكارترين و بخشنده‌ترين است و به همين سبب قلب انسان خواسته و ناخواسته به مهر او گرفتار مىشود ؛ اگرچه نداند مهر ورزيدن وظيفهء اوست . پس چگونه مىتواند مهر نورزد ؟ وقتى كه مىداند از نظر عقل و نقل مأمور به محبّت است . محبّت و بغض خدا نسبت به بندگان خدا بندگان مطيع را دوست دارد و با بندگان عاصى دشمنى مىورزد . ممكن است از اخبار يا سخن ديگران شنيده باشى كه رضايت و دوستى خدا با بندگان همان پاداشى است كه به ايشان عنايت مىكند و دشمنى و غضبش همان عذاب اوست . در اين باب سخن غير معصوم حجت نيست و نبايد از ايشان تقليد كرد و اگر حديثى از معصوم به اين مضمون وارد شده باشد ، بر فرض اينكه حديث ، صحيح و صدورش مسلّم باشد ، ممكن است در حال تقيّه صادر شده باشد ؛ زيرا ائمه در حال تقيّهء هولناكى به سر مىبردند و ما در آنجا كه مضمون كتاب كشّى را توجيه مىكرديم ، اين مطلب را توضيح داديم . بنابراين ، چون اعتقاد بسيارى از مخالفان ائمّه اين بوده كه حبّ و رضاى خدا ثواب او و بغض و غضبش عذاب اوست ، اگر ائمّه چنين چيزى فرموده باشند به سبب تقيّه بوده است . ممكن است چون فهم بسيارى از شنوندگان از درك اسرار صفات خداوند عالم ، قاصر بوده و اگر به آنها گفته مىشد ، خدا هم محبّت و رضا و بغض و غضب دارد ، دچار اشتباه شده ، فكر مىكردند حبّ و رضا و بغض و غضب خدا هم مانند صفات