السيد ابن طاووس ( مترجم : جباران )
118
فلاح السائل ( سائل رستگار ) ( فارسى )
همان مطلبى كه دربارهء حضرت امير الحسن به هنگام دعاى توجّه روايت شد ، دربارهء حضرت سجّاد هم روايت شده است . اين دو بزرگوار بدان سبب در وقت دعاى توجّه رنگشان زرد و ترس از خدا بر اعضايشان ظاهر مىشد كه هيبت شاهى را كه در مقابلش بودند ، مىدانستند . در همين كتاب دربارهء خوف پيامبر اكرم و خاندان گراميش عليهم السّلام در وقت نماز مطالبى را خواهى خواند كه مطمئن مىشوى نه تنها تابع آنها نيستى ، بلكه در برخورد با خداى المؤمنين درست مخالف ايشانى ! بر ما واجب است از هيبت و حرمت ذات الهى هراسان باشيم ، ولى غفلتمان به جايى رسيده كه نهتنها از اين جهت هيچ هراسى نداريم ، بلكه به پيروى از پيشوايان خود هم نمىترسيم و حتّى از اين جهت هم كه خود مىدانيم ، تا چه پايه با خواست او مخالفت ورزيده ، نسبت به امر و نهى او سهلانگارى كرده ، قرب و محبّتش را هيچ انگاشته ، در مناجات كوتاهى كردهايم ، نمىترسيم ؛ و اين نهايت جهل و نادانى ما به معبود مقدّس است و چيزى نمانده به حدّ جهالت منكران خدا برسد . پس شايسته است كه وقتى بنده مىگويد : وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ ، يقين كند كه در معرض ديد حضرت معبود است و بداند كه منظور خدا و رسول از ذكر اين جمله متوجّه ساختن صورت ظاهرى به طرف قبله نيست ، بلكه مراد اين است كه انسان عقل و قلب را به او متوجّه ساخته ، از غير او و هرچه خوشايند و ناخوشايند است ، برگرداند . يكى از عرفا را گفتند : چه نيكو به نماز روى مىآورى . در جواب گفت : آرى صورت ظاهرم را از نماز برنمىتابم ، ولى قلبم بسيار روى برمىگرداند . اگر چهرهء قلب كاملا به سوى خدا باشد ، در حال عبادت تمام جوارح به خدا روى مىآورند ؛ زيرا اعضا نسبت به قلب ، مانند رعاياى سلطان هستند . اگر انسان نمازش را با توجّه كامل آغاز كند ، مانند اهل اقبال وارد نماز شده ، اين حال را تا پايان نماز حفظ كند ؛ به آرزوى خويش دست يافته است و اگر در اثناء نماز دچار لغزش شده ، در دام غفلت از خدا بيفتد و در حالى كه خدا او را مىبيند ، به