السيد ابن طاووس ( مترجم : م - ر )

482

ادب حضور ( فلاح السائل ) ( فارسى )

رها كرده‌اند . » 3 - همچنين در روايت ديگر حبّه عرنى مىگويد : وقتى من و نوف در محوطهء مسجد [ يا : كاخ حكومتى ] خوابيده بوديم ، ناگهان در اواخر شب امير الحسن عليه السّلام را ديديم كه مانند شخص واله و سرگشته دست خويش را بر ديوار گذاشته و اين آيه را تا آخر تلاوت مىفرمود : إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . . . « 1 » . - براستى كه در آفرينش آسمانها و زمين . . . وى مىگويد : حضرت اين آيات « 2 » را مىخواند و بسان شخص عقل پريده مىگذشت . تا اينكه فرمود : اى حبّه ، آيا خوابيده‌اى يا بيدارى ، عرض كردم : بيدارم . شما كه چنين مىكنيد ، پس ما چگونه بايد باشيم ؟ حضرت چشمانش پر از اشك شد و گريست . و سپس فرمود : اى حبّه ، خداوند را مقامى است ، و ما را در پيشگاه او جايگاهى ، و هيچ كدام از اعمال ما بر او پوشيده نيست . اى حبّه ، خداوند نسبت به تو و من از رشتهء رگ گردن نزديكتر است . اى حبّه ، هيچ چيز نمىتواند من و تو را از ديد خداوند پنهان دارد . سپس فرمود : اى نوف ، آيا خوابيده‌اى ؟ نوف كه خوابيده بود از خواب بيدار شد و عرض كرد : نه خير ، يا امير الحسن ، بيدار نيستم ، امشب بسيار گريستم . حضرت فرمود : « اى نوف ، اگر در اين شب از خوف خداوند - عزّ و جلّ - بسيار گريستى ، فرداى قيامت در پيشگاه خداوند - عزّ و جلّ - چشمانت روشن خواهد شد . اى نوف ، هيچ قطره‌اى از چشم انسان به خاطر ترس از عظمت خدا به زمين نمىريزد ، مگر اينكه درياهاى آتش جهنّم را خاموش مىسازد . اى نوف ، هيچ كس مقام و منزلتش بزرگتر و والاتر از كسى كه از ترس عظمت خدا بگريد ، و در راه خشنودى خدا دوست و يا دشمن بدارد ، وجود ندارد . اى نوف ، هر كس در راه خرسندى خدا

--> ( 1 ) آل عمران : 190 . ( 2 ) ظاهرا مقصود آيات 190 تا آخر آيه شريفه 194 مىباشد .