السيد ابن طاووس ( مترجم : م - ر )

433

ادب حضور ( فلاح السائل ) ( فارسى )

مالك [ يا : پادشاه ] دنيا و آخرت و بهشت و جهنّم و هر چه در آنهاست ، مىباشد . بلند مرتبه و منزّه باد خداوند . سپاس خدايى را كه به اسرار نهانى آگاه ، و بر گناهانى كه دلها آن را پنهان مىدارند [ يا : مرتكب آن مىشوند ] مطّلع است ، و لذا هيچ راه گريز و محلّ فرارى از او نيست ، ستايش خدايى را كه در سلطنت خود متكبّر ، و در مقام و منزلتش سرافراز ، و در فرمانروايىاش جبّار ، و در مؤاخذه‌اش نيرومند ، و بر فوق عرش خود بلند پايه ، و بر مخلوقاتش اطّلاع و اشراف دارد ، و آگاهىاش به هر چه كه بخواهد مىرسد . سپاس خداوندى را كه به كلمات او آسمانهاى استوار برپا گشته ، و زمينهاى هموار و آماده ، ثابت و پا بر جا هستند ، و كوههاى ثابت و ميخ گون ايستاده ، و بادهاى آبستن‌كننده وزيدن گرفته ، و ابرها در جوّ آسمان سير نموده ، و درياها بر مرزهاى خود برقرار ، و دلها از ترس و هراس او لرزان ، و صاحبان و پرورش دهندگان در برابر ربوبيّت و تدبير او سرشكسته و ذليل هستند . بلند مرتبه و منزّهى ، اى به شمار در آورندهء قطره‌هاى باران و برگهاى درختان ، و زنده‌كنندهء پيكرهاى مردگان براى حشر ، منزّهى تو ، اى صاحب بزرگى و بزرگوارى . با غريب فقيرى كه با حالت پناهنده شدن و ياره‌جويى از تو ، به درگاه تو روى آورد چه مىكنى ؟ با كسى كه خود را به آستانه و درگاهت انداخته ، و خواهان خشنودى تو بوده ، و در پيشگاهت زانو زده و از آنچه بر تو پوشيده نيست ، به تو گله و شكايت نمايد ، چه مىكنى ؟ پس اى پروردگار من ، مباد كه بهرهء من از دعايم ، محروميّت ، و نصيبم از اميد به بخشش تو ، شكست و خذلان باشد . اى خداوندى كه پيوسته بوده‌اى و همچنان هستى و خواهى بود و چنان كه عمل هر كس به تو برپاست . اى كسى كه دنيا را به گونه‌اى قرار دادى كه از بين رفته و ماههايش متحوّل گشته ، و سالهايش گردش مىكند ، و تنها تويى كه ماندگار و جاودانى و زمانها تو را پوسيده و كهنه ، و روزگاران دگرگون نمىسازد . اى خداوندى كه هر روزى در نزد تو نو ، و هر روزىاى در نزد تو ( براى ناتوان و قوى و نيرومند ) آماده است ، روزيها را ميان آفريدگانت قسمت فرموده و بين مورچه و گنجشك يكسان قرار داده‌اى . خداوندا ، آن هنگام كه جا بر مردم تنگ مىشود از تنگى جا به تو پناه مىبريم . خدايا ،