السيد ابن طاووس ( مترجم : م - ر )
366
ادب حضور ( فلاح السائل ) ( فارسى )
خدايا ، بر محمّد و آل محمّد درود فرست ، و در نماز و دعايم بركتى قرار ده كه به وسيلهء آن دلم را پاكيزه گردانيده ، و هر اسم را ايمنى بخشيده ، و ناراحتى سخت و گلوگيرم را بر طرف كرده ، و گناهم را آمرزيده ، و امورم را اصلاح ، و فقر و نادارىام را مبدّل به بىنيازى ، و رنجورى و گرفتارىام را مرتفع ، و ناراحتىام را بر طرف نموده ، و اندوهم را تسلّى داده ، و بيمارىام را بهبودى ، و ترسم را بخشيده ، و حزن و اندوهم را بر طرف ، و بدهىام را ادا نموده ، و پراكندگى خاطر و پريشانىام را جمع ، و رويم را سپيد گردانده ، و آنچه را كه در نزد توست برايم خير قرار ده . خدايا ، بر محمّد و آل محمّد درود فرست و هيچ گناهى براى من مگذار مگر اينكه آن را آمرزيده باشى ، و هيچ ناراحتى سختى مگر اينكه بر طرف نموده باشى ، و هيچ خوف و هراسى مگر اينكه ايمنى بخشيده ، و هيچ بيمارىاى مگر اينكه بهبود ساخته باشى ، و هيچ ناراحتىاى مگر اينكه بر طرف نموده باشى ، و هيچ غمّى مگر اينكه مرتفع ساخته باشى ، و هيچ اندوهى مگر اينكه تسلّى داده باشى ، و هيچ بدهكارىاى مگر اينكه ادا نموده باشى ، و هيچ دشمنى مگر اينكه مرا كفايت نموده باشى ، و هيچ حاجتى مگر اينكه برآورده باشى ، و هيچ دعايى مگر اينكه اجابت نموده باشى ، و هيچ خواستهاى مگر اينكه عطا فرموده باشى ، و هيچ امانتى مگر اينكه ادا فرموده باشى ، و هيچ امتحان و گرفتاريى مگر اينكه جلو آن را گرفته باشى . خداوندا ، تمام آسيبها و آفات و گرفتاريها ، چه آنچه را كه توان مرتفع ساختن آن را دارم و چه ندارم ، از من باز دار . خداوندا ، ظلم من با پناهنده شدن به عفو تو شب نموده ، و گناهانم با پناهنده شدن به آمرزشت ، و خوف و هراسم با پناهنده شدن به امن و امان تو ، و نادارىام با پناهنده شدن به بىنيازىات ، و خوارىام با پناهنده شدن به سرافرازىات ، و ناتوانىام با پناهنده شدن به قدرت تو ، و روى [ و وجود ] پوسيده و فانىشوندهام با پناهنده شدن به روى [ و اسماء و صفات ] جاودان و پايندهء تو شب نموده است . اى خداوندى كه پيش از هر چيز بودهاى ، و اى پديد آورندهء هر چيز ، بر محمّد و آل محمّد درود فرست و از من و خانواده و مال و دارايى و فرزندانم و تمام خويشان و بستگانى كه از اندوه ايشان ناراحت مىشوم و از برادران دينىام ، شرّ هر شرّ رسان ، و سركش خيره سر و شيطان گردنكش ، و پادشاه و فرمانرواى ظالم [ يا : سركش ] ، و دشمن چيره ، و حسود ستيزهجو ، و ستمكار در كمين