السيد ابن طاووس ( مترجم : م - ر )
328
ادب حضور ( فلاح السائل ) ( فارسى )
ببين سجدهء مولايمان امام كاظم عليه السّلام را كه براى تو روايت خواهيم نمود چگونه بوده و چه ذلّت و خاكسارى و بندگىاى را در برداشته است . و حضرتش الگويى است كه بندگان را به سوى خداوند - جلّ جلاله - فرا خوانده و رهنمون مىگردد ، و نگو : من توان پيمودن اين راه را ندارم . بلكه به خود بگو : واى بر تو ، چگونه مىگويى كه من نمىتوانم ؟ و حال آنكه اگر در پيشگاه پادشاه بزرگى ايستاده بودى ، مانند بندهء ذليل و خاكسار مىشدى ، پس لا اقل همان گونه كه براى بندهاى از بندگان مولايت خاكسارى مىنمايى ، افتادگى و تذلّلت براى خدا نيز چنين باشد ، كه اگر تو او را نمىبينى ، او تو را مىبيند . اگر نمىتوانستى ، آن تذلّل را در برابر بندهاى از بندگان سلطان عالميان انجام نمىدادى . و اگر آنان به تو مىگفتند كه هيچ ترسى از ناحيهء ما نداشته باش و از سوى ما در امان هستى ، بر تذلّل و خضوع و فروتنى تو در محضرشان افزوده مىشد ، تا به اين وسيله به سوى آنان و محبّتشان تقرّب بجويى . پس حال كه مقام و منزلت بندهاى از بندگان در نزد تو بالاتر از حرمت سلطان دنيا و آخرت مىباشد ، خويش را معذور مدان . و از آنجا كه سجدهء ويژگان درگاه الهى در بردارندهء فروتنى و خضوعى است كه ذكرش خواهد آمد ، از اين رو شايسته است كه تو ( كه گناهان و جنايات - قلبى بسيار دارى ) ، بيم و خشوع و فروتنى مضاعف داشته باشى . سجدهء شكر امام كاظم عليه السّلام بعد از نماز 29 - راوى مىگويد : با حضرت ابى تعالى موسى بن جعفر عليه السّلام به سوى بعضى از املاك او رفتيم ، تا اينكه حضرت به نماز ظهر ايستاد وقتى از نماز فراغت پيدا كرد ، به سجده رفت ، شنيدم كه آن بزرگوار با صداى اندوهناك و در حالى كه اشكهايش روان بود ، مىفرمود : « ربّ عصيتك بلسانى ، و لو شئت و عزّتك لأخرستنى ، و عصيتك ببصرى ، و لو شئت و عزّتك لأكمهتنى [ يا : لكمّهتنى ] ، و عصيتك بسمعى ، و لو شئت و عزّتك لأصممتنى ، و عصيتك بيدى ، و لو شئت و عزّتك لكنّعتنى ، و عصيتك برجلى ، و لو شئت و عزّتك