السيد ابن طاووس ( مترجم : م - ر )
210
ادب حضور ( فلاح السائل ) ( فارسى )
خدا ؛ و منظور از خشم و غضب خداوند - جلّ جلاله - نسبت به بندهء نافرمانش ، عذاب اوست . » ولى پرواضح است كه تقليد از سخنان غير معصوم كه در اين باره گفته شده ، عقلا جايز نيست . و روايت نيز اگر از طعن و خردهگيرى سالم بوده و از معصوم صادر شده باشد ؛ شايد آن را از باب تقيّه فرموده باشند ، زيرا معصومين عليهم السّلام در تقيّه هولناكى بودهاند ، و ما در مطلبى كه پيرامون اعتذار از مضمون كتاب « كشّى » ذكر نموديم « 1 » ، شدّت تقيّهء ايشان را روشن ساختيم ، و وجه تقيّه آن است كه بسيارى از مخالفان ائمّه و اهل تسنّن اعتقاد دارند كه « محبّت و رضايت خدا همان ثواب او ، و غضب خدا همان عذاب اوست » يا شايد ائمّه عليهم السّلام آن را به خاطر آشنا كردن و تقريب اذهان پرسشكنندگان يا شنوندگان بيان فرمودهاند ، زيرا فهم بسيارى از شنوندگان از درك اسرار صفات خداوندى كه پادشاه عالميان است قاصر و ناتوان مىباشد ، لذا شايد ائمّه عليهم السّلام بيم آن را داشتهاند كه اگر به آنها بگويند : « خداوند - جلّ جلاله - دوست مىدارد و خشنود مىشود و غضبناك و خشمگين مىگردد . » زود به ذهن شنونده خطور كند كه خداوند - جلّ جلاله - مانند دوستى و خشنودى طبايع بشرى دوست مىدارد و خشنود مىگردد ، يا همانند خشم و غضب دلهاى خاكى غضبناك و خشمگين مىگردد ، لذا حضرت ائمّه عليهم السّلام به اندازهء كشش عقل پرسشكنندگان و شنوندگان ، با آنان سخن گفتهاند . اگر به برخى از روايات مربوط به اين مطلب توجّه كنى ، مىبينى دوستى و خشنودى و غضب و خشمى را نفى نمودهاند كه مزاجها به واسطهء آنها تغيير مىكند ، و تنها اجسام قابليّت آن را دارند ، و فقط بر آنها صدق مىكند ، تا آنجا كه همين مطلب را براى فهم بعضى از پرسشكنندگان ( بدين مضمون ) فرمودهاند :
--> ( 1 ) ر ، ك : پيشگفتار ذيل عنوان « جلالت و توثيق ابن سنان » معجم رجال الحديث ، ج 16 ، ص 153 .