السيد ابن طاووس ( مترجم : م - ر )
130
ادب حضور ( فلاح السائل ) ( فارسى )
اصلاح اعمال و آمادگى براى مرگ ما سخن از مرگ و غسل ميّت را بر اساس حال غالب مردم كه در غفلت به سر مىبرند ، مرتّب گردانيده و ذكر مىكنيم ، هم آنان كه مرگ ، زندگى محبوب آنان را به پايان آورده ، و خانههايى را كه با آن انس و الفت گرفته بودند ويران نموده ، و آرامش و آسودگىشان را مبدّل به پريشانى كرده و بكلّى از ميان مىبرد . بنا بر اين ، عاقل كسى است كه غايت اهتمام و همّت خويش را براى آماده شدن در روزى كه قدمها در آن مىلغزند به كار بندد ، و به امورى كه كوتاهىكنندگان بدان سفارش مىشوند عمل كند ، زيرا اگر وى كوتاهى كند ، كسانى كه به تفريط و كوتاهىاش سفارش نمودهاند ، معذور خواهند بود . مثال او مانند بردهاى است كه مولايش اجازه دهد كه در محضرش وارد شود ، و هر چه مىخواهد درخواست نمايد ، تا وى زود آن را اجابت كند ، يا اعمال شايسته انجام دهد تا وى كرامت و بخشش خود را به او دو چندان گرداند ، آنگاه آن برده شروع كند به پرسوجو كردن از گوشههاى مجلس ، سپس از بعضى غلامانى كه آنجا هستند نوشتهاى درخواست كند كه سفارش خود را در آن بنويسد ، تا هنگامى كه مولايش او را از محضرش كه امكان درخواست و انجام اعمال شايسته بود ، بيرون كرد و در را به روى او بست و به ذلّت و خوارى و پستى گرفتار گرديد ، آن را به بعضى از همراهان سلطان كه در آنجا هستند برساند . و اتّفاقا سفارشش پيرامون همان امورى باشد كه مىتوانست در حال حضور مولايش از او بخواهد و او برآورده سازد ، آيا كسانى كه از حال او آگاهى دارند ، او را به بىخردى و نادانى و حماقت نسبت نمىدهند و بر او عيب نمىگيرند ؟ ! حال كسى كه خداوند - جلّ جلاله - در حال زندگانى به او امكان مناجات با خود و انجام عبادات و برآوردن خواستههايش را داده ، ولى او كوتاهى و غفلت مىكند ، و مىخواهد هنگامى كه مولايش زندگى او را پايان داده و با ذلّت و خوارى در زير