السيد ابن طاووس ( مترجم : م - ر )

124

ادب حضور ( فلاح السائل ) ( فارسى )

دوّم اينكه : هر دو را فراموش كرده باشد . سوّم اينكه : وقت را به ياد داشته باشد ، ولى شمارهء آن يادش نباشد . در حالت اوّل : يعنى اگر عدد روزها را به ياد داشته ، ولى وقت را فراموش كرده باشد ، براى آن دو حالت متصوّر است : گاهى در بعضى از روزهاى حيض براى او يقين حاصل مىشود ، مانند اينكه بگويد : من شش روز از دههء اوّل ماه را حيض مىشوم ، ولى جاى آن شش روز را در دهه نمىدانم كه آيا از اوّل دهه شروع مىشد ، يا از روز دوّم و . . . ، در اين صورت حكم او اين است كه از اوّل دهه تا آخر روز چهارم از آن را مانند زن مستحاضه عمل كند ، و در آخر روز ششم ، غسل حيض انجام دهد ، زيرا امكان دارد كه همان وقت ، آخر شش روزى باشد كه مىداند در آن حائض مىشود ، و بعد از آن براى هر نماز يك غسل حيض بجا آورد ، زيرا امكان دارد كه انقطاع خونش هنگام هر نماز باز خون حيض باشد ، و بعد از روز ششم عمل زن مستحاضه را انجام دهد . و گاهى يقين به حيض بودن هيچ روزى ندارد ، مانند زنى كه مىگويد : حيض من ده روز در هر ماه است ، ولى جاى آن را نمىدانم ، كه در اين صورت حكم آن اين است كه تا آخر دههء اوّل ماه عمل زن مستحاضه را انجام دهد ، سپس براى هر نماز ، غسل حيض كند ، زيرا امكان دارد كه خون حيضش در اين هنگام تمام شده باشد ، علاوه بايد عمل زن مستحاضه را تا آخر ماه انجام دهد . در حالت دوّم : يعنى اگر زن عدد روزها و وقت آن را فراموش كرده باشد ، بايد براى رعايت احتياط به جهت عادت در هر ماه سه روز - كه كمترين ايّام حيض است - نماز را ترك كند ، و در غير آن سه روز عمل زن مستحاضه را انجام دهد . در حالت سوّم : يعنى اگر زن وقت را به ياد داشته باشد ، ولى عدد روزها را فراموش كرده باشد ، باز سه حالت متصوّر است : يكم اينكه : اوّل حيض يادش باشد ولى آخر آن يادش نباشد . دوّم اينكه : آخرش يادش باشد ، ولى اوّل حيض يادش نباشد . سوّم اينكه : هيچ كدام از اوّل و آخر حيض را به ياد نداشته باشد ، بلكه تنها