صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( مترجم : عبدالمحسن مشكوة الدينى )

52

منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى )

نوع چيزيستكه بر كثرت متفقة الحقيقه در جواب ما هو گفته شود ( 73 ) . جنس آنست كه بر حقايق مختلفه در جواب ما هو گفته آيد ( 77 ) جنس در صورتى قريب است كه اگر از حقيقت ماهيت با هريك از ماهيتهائيكه در آن جنس با ماهيت شريك هستند بپرسند جواب از همه يكى باشد ( 79 ) و اگر جواب متعدد باشد آن جنس بعيد خواهد بود ( 80 ) و عدد جوابها بشمارهء مراتب بعد است كه بحسب زياد شدن هرمرتبه‌اى يكى بر جوابها افزوده مىشود ( 82 ) . براى جنس قريب يك جواب است سپس اجناس در فراگيرى افراد بالا ميروند تا بجنسى برسد كه نوع نباشد و نوعها در خصوصى بودنشان پائين مىآيند تا بنوعى برسد كه جنس نبوده باشد ( 83 ) و از دو حد ( بالا و پائين ) گريزى نيست . زيرا چيزى از وجود همگانىتر نيست و هرچند وجود جنس نميباشد ( 85 ) و چيزى از شخص خصوصىتر نيست و مراتب ما بين اين دو جانب محصور است و هرچيزيكه محصور باشد متناهى خواهد بود ( 84 ) . هريك از ماهيتهائيكه متوسط بين دو طرف هستند به دو اعتبار جنس و نوع ميباشند ( 86 ) . فصل آنچيزيستكه در جواب « اى شىء هو فى جوهره » بر ماهيتى گفته آيد ( 88 ) . فصل اگر نوعرا از آنچه در جنس قريب با آن شريك است جدا سازد فصل قريب است . ( 90 ) و اگر در جنس بعيد مميز نمايد