الشيخ السبحاني

90

هستى شناسى در مكتب صدر المتألهين ( فارسى )

از اين سه مقدّمه مىتوان اصالت وجود و اعتبارى بودن ماهيت را استنباط نمود ، زيرا بنابر اصالت وجود ، ماهيت اين دو آتش كه يكى علت و ديگرى معلول است ، با هم تفاوتى ندارند و اختلاف مربوط به ظهور و وجود آنهاست ، يعنى وجود متقدّم از نار ، علّت است و وجود متأخّر از آن ، معلول است . ولى اگر وجود را اعتبارى و ماهيت را اصيل در تحقّق بدانيم ، در اين‌صورت يا منكر تقدّم و تأخّر و به عبارت ديگر منكر هرنوع اختلاف در علت و معلول مىشويم ، اين مخالف با ادراك فطرى و تسليم فلاسفه جهان است . و يا اين‌كه مركز اختلاف را ماهيت بدانيم ، يعنى ماهيت نار متقدّم را علت و ماهيت نار متأخّر را معلول بدانيم ، در اين‌صورت نتيجه آن ، تشكيك در ماهيت است كه جايز ندانستيم ، زيرا اگر تقدّم ، مقوّم ماهيت نار است ، در اين‌صورت متأخّر ، نار نيست و اگر متأخّر را مقوّم دانستيم ، در اين صورت متقدّم ، نار نيست و هر دو خلاف فرض است . از آنچه بيان شد روشن مىگردد كه جمع بين اصالت ماهيت و قول به تشكيك جمع ميان دو نقيض است » . « 1 » زيرا آنچه اصيل است ، محلّ تشكيك نيز همان مىباشد ، اگر ماهيت اصيل باشد ، بايد محلّ وقوع تشكيك همان باشد ؛ در صورتى كه بنابر برهان پيش ماهيت تشكيك بردار نيست ، يعنى نمىتوان براى يك ماهيت كمال و نقص ، شدت و ضعفى تصوّر نمود ، زيرا مقام ماهيت مقام ذات و ذاتى است . در اين‌صورت هر كدام را در نظر

--> ( 1 ) . شرح منظومه ، ص 7 .