الشيخ السبحاني
55
هستى شناسى در مكتب صدر المتألهين ( فارسى )
سپس كلام مرحوم محقّق طوسى را نقل كرده و ما نيز عين عبارت وى را در گذشته نقل نموديم . « 1 » از اين عبارت استفاده مىشود كه مرحوم لاهيجى از ترس اين كه مبادا قول به عدم مجعوليت ماهيات ، مستلزم قول به ثبوت ماهيات و بىنيازى از جعل و علت گردد ، نظريه مجعول بودن ماهيات را انتخاب كرده است . و اگر قول به اصالت وجود و عدم مجعوليت ماهيات ، مستلزم اين محذور نباشد - چنان كه نيست ، زيرا مستغنى بودن ماهيت از جعل به خاطر اعتبارى بودن و به اصطلاح براى مادون جعل بودن آن است - او مخالف با اصالت وجود نيست و هرگز مضايقه ندارد كه وجود ، مجعول باشد . توضيح بيشتر در تحرير محلّ نزاع از بررسى كتابهاى فلسفى و كلامى به دست مىآيد كه نزاع در اصالت وجود و يا ماهيت به دو نحو مطرح بوده است : 1 - آيا براى مفهوم وجود در خارج - با قطع نظر از تعمل عقلى و تحليل ذهنى - مصداق و فردى هست ؟ يا اين كه مفهوم وجود با تحليل ذهنى از ماهيات متكثره انتزاع مىگردد و بر آنها حمل مىشود . گروهى از متكلمين نظر دوم را انتخاب كرده و تصريح كردهاند كه وجود يك مفهوم اعتبارى است و براى آن مصداقى جز حصص ذهنيه نيست و منظور از حصص ذهنيه همان اضافه مفهوم وجود در ذهن به يكى از ماهيات است . بنابراين مضاف و اضافه همگى در
--> ( 1 ) . به صفحهء 41 همين رساله مراجعه شود .