الشيخ السبحاني

50

هستى شناسى در مكتب صدر المتألهين ( فارسى )

و إن تحاشى الخصم من استماعه و إن لم تتفاوت و مع هذا كانت مستحقة لحمل موجود ، لزم الانقلاب و إن لم تستحق كانت باقية على الاستواء » . « 1 » اين جمله مىرساند كه محلّ نزاع مفهوم مجرّد خالى از هرنوع تحصّل و تعيّن نيست و به عبارت ديگر نزاع در مفهوم لا به شرط منخلع از هرقيد و شرط نيست و گرنه هيچ خردمندى طرفدار اصالت آن نمىگردد . بلكه نزاع در ماهيت منتسب به جاعل و علّت است كه آيا جاعل خود آن را در خارج از اعيان قرار مىدهد و خود آن شخصا منشأ اثر مىگردد و يا اين‌كه ماهيت در سايه امر ديگر كه از آن به حيثيت مكتسبه تعبير مىشود ، اصالت پيدا مىكند و منشأ آثار بودن و عينيت مربوط به آن است البته اگر نزاع چنين مطرح شود ، شايستگى گفتگو و نزاع و درگيرى ميان فلاسفه را پيدا مىكند . مرحوم سبزوارى در تعاليق خود بر اسفار در بيان محلّ نزاع چنين مىفرمايد : « اعلم - وفقنا اللّه و إيّاك - انّه لا خلاف يعتد به بين المشائين و أهل الاشراق و غيرهم من المحقّقين في وجود الكلي الطبيعي المعبّر عنه بالماهية في ألسنة الحكماء و بالعين الثابت في لسان العرفاء و به غير ذلك و إنّما الخلاف في انّها بعد جعل الجاعل موجودة بالأصالة و الوجود واسطة في الثبوت ، أو موجودة بالعرض

--> ( 1 ) . شرح منظومه ، ص 8 ؛ در تعاليق اسفار ، ج 1 ، ص 39 - 38 به طور مبسوط در اين‌باره گفتگو نموده و محلّ نزاع را روشن نموده است ، طالبان تفصيل به آن‌جا مراجعه فرمايند .