الشيخ السبحاني

34

هستى شناسى در مكتب صدر المتألهين ( فارسى )

گرفته تا مادى گفته مىشود ، روشن مىشود و معلوم مىگردد كه تمام اين اجناس و فصول و يا اعراض خاصه و عامه كه به نام حد و معرّف خوانده مىشود معرّف مقام و موقعيت موجود از نظر مراتب وجود است . مثلا در تعريف درخت مىگوييم : جسمى است كه رشد و نمو مىكند ، منظور اين است كه اين موجود در اين حد توقف كرده و از پل تكامل و حركت جوهرى ، بالاتر نرفته و اين نقطه سر حدّ نهايت‌پذيرى اين موجود است . از اين نظر عرفاى مشايخ پيروان مكتب حكمت متعاليه - كه به دست تواناى مرد روشندل و متفكرى « 1 » پايه‌گذارى شده است -

--> ( 1 ) . محمد بن ابراهيم بن يحيى قوامى شيرازى ، معروف به صدر المتألهين فيلسوف زمان و نابغهء دوران كه در علوم الهيه و معارف مربوط به مبدأ و معاد در ميان فلاسفه و حكماى اسلام ، تالى ندارد و از جهات زيادى بر فلاسفه پيشينيان تقدّم داشته است . وى در سال 979 ق در شهر شيراز تولّد يافت و در سال 1050 ق در شهرستان بصره در مسير خود به زيارت خانهء خدا ، درگذشت . و مرحوم سيد حسين بروجردى در نخبة المقال چنين مىگويد : ثمّ ابن إبراهيم صدر الأجل * في سفر الحجّ مريضا ارتحل ( 1050 ) قدوة أهل العلم و الصفا * يروى عن الدماء و البهائي شگفت اين‌كه مرحوم استاد شيخ محمد رضا مظفّر مؤسس « منتدى النشر » در ( نجف اشرف ) در مقدمهء خود بر ( اسفار ) « چاپ دوّم » دست به تاريخ تولّد وى نيافته ، ولى حدس زده است كه در ربع آخر از قرن دهم چشم به دنيا گشوده باشد . ولى خود صدر المتألهين در حاشيهء مشاعر چاپ تهران - كه در چاپ دانشگاه اين حاشيه حذف شده - در بحث اتحاد عاقل و معقول در توضيح عبارت ذيل : « كل صورة إدراكية سواء كانت معقولة أو محسوسة فهي متّحدة الوجود مع وجود مدركها . . . برهان فائض علينا من عند اللّه » چنين مىنويسد : « تاريخ هذه الافاضة كان ضحوة يوم الجمعة سابع جمادي الأولى لعام سبع و ثلاثين -