الشيخ السبحاني
21
هستى شناسى در مكتب صدر المتألهين ( فارسى )
هستى را مورد دقت و بحث قرار مىدهد و هيچگاه به احكام و آثارى كه مخصوص يك يا چند موضوع مخصوصى است ، نظر ندارد ؛ به عكس علوم كه پيوسته يك يا چند موضوع را مفروض الوجود مىگيرند و به جستجوى احكام و آثار آن مىپردازند و سنخ بحث علوم متوجه بود و نبود اشياء نيست . « 1 » * * * در اينجا تذكر يك نكته شايان توجه است و آن اينكه اگرچه فلسفه بر تمام علوم رياست مطلقه دارد و هرگز كوچكترين نيازى به علوم ندارد ، گاهى اتّفاق مىافتد كه فيلسوف از مسائلى كه در علوم از طريق اسلوب مخصوص به خود ثابت شده است ، يك مسئله فلسفى انتزاع مىنمايد . مثلا فيزيكدانان اثبات مىكنند كه « اتم » از اجزاى مختلف به نام « پروتون » و « نوترون » كه هستهء آن را تشكيل مىدهند و « الكترون » كه به صورت اقمار دور هستهء مركزى مىچرخد ، تركيب يافته است . از اين مسئله مسلّم كه حاكى از تركيب اتم از اجزاى ساكن و متحرك بر محور هسته مىباشد ، فيلسوف يك مسئله كاملا فلسفى كه از بود و نبود اشياء بحث مىكند ، انتزاع مىنمايد و مىگويد كه حركت وضعى در خارج موجود است . البته اين نه به آن معنى است كه يك مسئله فلسفى از يك مسئلهء طبيعى استنتاج شود ، بلكه همانطور كه گفته شد حكم فلسفى از مسئله طبيعى انتزاع مىگردد .
--> ( 1 ) . پاورقيهاى اصول فلسفه ، ص 8 .