الشيخ السبحاني
17
هستى شناسى در مكتب صدر المتألهين ( فارسى )
لموضوع هذا العلم » . « 1 » استاد علّامه طباطبائى بيانى را كه در اينباره ايراد فرمودهاند كه گويا هدف ، توضيح كلام مرحوم صدر المتألهين است ، كه متن عبارت ايشان را نقل مىكنيم : « هر موقع ما براى رفع حوائج زندگى دست به هر رشتهاى از رشتههاى گوناگون علوم بزنيم ، اثبات هر خاصه از خواص موجود براى موضوع خود ، محتاج به ثبوت قبلى آن موضوع مىباشد . و يك سلسله بحثهاى برهانى كه غرض و آرمان نامبرده را تأمين نمايد و نتيجه آنها اثبات وجود حقيقى اشياء و تشخيص علل و اسباب وجود آنها و چگونگى و مرتبهء وجود آنها مىباشد ، فلسفه ناميده مىشود . علوم ديگر ، روش بحث و كاوش آنها اينگونه نيست و در هر يك از آنها كه تأمّل كنيم ، خواهيم ديد كه يك يا چند موضوع را مفروض الوجود گرفته و آنگاه به جستجوى خواص و آثار آن پرداخته و روشن مىكند . هيچ يك از اين علوم نمىگويد فلان موضوع موجود است و يا وجودش چگونه وجودى است ، بلكه خواص و احكام موضوع مفروض الوجود را بيان كرده و وجود و چگونگى وجود آن را به جاى ديگر « حس و فلسفه » احاله مىنمايد . گفتار بالا را مىتوان در چند جمله خلاصه كرد : چنان كه ما در خواص و احكام اشياء گاهى دچار خطا يا ترديد مىشويم ، مثلا مىگوييم فلان تركيب فلان طعم را دارد - با جزم يا ترديد - ، در صورتى كه داشته يا بالعكس ، همچنان گاهى در اصل بود
--> ( 1 ) . اسفار ، ج 1 ، ص 24 و 25 .