الشيخ السبحاني
125
هستى شناسى در مكتب صدر المتألهين ( فارسى )
صفت محقّق مىشود ، جز اين كه قوّت مقوم مرتبهاى از نور است نه مقوّم اصل حقيقت و همچنين است ضعف . بنابراين نور داراى عرض عريضى است كه هركدام از قوى و متوسط و ضعيف از مصاديق آن شمرده مىشوند و به قول آن گوينده عارف : همچو آن يك نور خورشيد سما * صد بود نسبت به صحن خانهها ليك يك باشد همه انوارشان * چونكه برگيرى تو ديوار از ميان روى اين مثال كه با ممثّل ( حقيقت وجود ) فرق دارد « 1 » مىتوان حقيقت وجود را نيز درك نمود ، با اين بيان حقيقت وجود ( واقعيت طرد عدم ) از نظر ذات واحد « 2 » و بسيط است ، ولى داراى مراتبى است . در يك مرتبه واجب و در مرتبهء ديگر ممكن و در سومى جوهر و چهارمى عرض و هكذا . . . و در هرمرتبهاى از مراتب پايين متقوم به مرتبه بالا و معلول اوست و هرمرتبهاى متقدّم ، مقوّم و علت مادون مىباشد . و مقصود از اتحاد حقيقى اين است كه همگى از يك سنخ بوده و وجودى كه در رتبه علّت است با وجود معلول مباين نيست . به عبارت ديگر دو وجودى كه در درجهء علّت و معلول قرار گرفتهاند ، از نظر اصل حقيقت واحدند و هردو وجود ، طارد عدم
--> ( 1 ) . علت اختلاف و تفاوت اين است كه مراتب وجود بالذات متفاوت است ، ولى اختلاف در مانند نور خورشيد از نظر اختلاف در قوابل و اعراض است . ( 2 ) . دربارهء نحوهء وحدت در وجود ، بعدا بحث خواهيم كرد .