الشيخ السبحاني

97

هستى شناسى در مكتب صدر المتألهين ( فارسى )

« فالجسم أبيض بالعرض بسبب البياض و البياض ، أبيض بنفسه ، لا بأمر آخر » . 2 - اگر وجود امر اصيل و متحقّق در اعيان باشد ، از آن‌جا كه حيثيت وجود ، همان حيثيت وجوب است و وجود حاكى از وجوب مىباشد ، لازم مىآيد كه ما سوى اللّه نيز واجب الوجود بالذات باشد . پاسخ طراح شبهه از يك اصل فلسفى غفلت ورزيده و آن فرق ميان ضرورت ازلى كه مخصوص حق تعالى است و ضرورت ذاتى كه در مطلق وجود است و در مطلق وجودات تحقّق دارد و آنچه مخصوص خداوند است ، همان وجوب ازلى است نه وجوب ذاتى . توضيح : اگر حمل وجود به طور دائم بر موضوع و انتزاع آن از موضوع مقيد به چيزى نباشد ، يعنى نه مقيد به وجود موضوع و نه مقيّد به حيثيت تعليلى و نه تقييدى باشد ، اين همان ضرورت ازلى و وجوب ازلى است كه مصداق منحصر آن واجب الوجود است ، ولى هرگاه حمل موجود بر موضوع به طور دائم مقيد به وجود موضوع و وجود موضوع در پرتو حيثيت تعليلى صورت گيرد ، مانند كليه وجودات امكانى ، در اين‌صورت ، ضرورت ذاتى خواهد بود . درست است كه « اللّه موجود بالضرورة » و « الوجود الامكاني موجود بالضرورة » ، ولى ضرورت در اوّلى در گرو هيچ قيدى نيست ، نه مقيد به وجود موضوع و نه مقيد به انضمام حيثيتى از تقييدى و تحليلى به