مهدى حائرى يزدى

7

آگاهى و گواهى ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق ( فارسى )

تصديقى خود اثرى حاصل و دريافت شده‌اى از شىء معلوم و شناخته‌شدهء عينى است كه در ذهن دريابنده به وقوع پيوسته است ، به همين علت اين رويداد ذهنى عبارت است از حصول صورتى از شىء معلوم در ذهن عالم . « 7 » زيرا هنگامىكه ما شيئى از اشياء عينى را درك و شناسائى مىكنيم كه قبلا بدان آگاهى نداشتيم اين آگاهى و شناخت يا بدين‌گونه است كه چيزى را بر ذهن ما مىافزايد يا بدين‌گونه است كه هيچ افزايشى در ما پديد نمىآورد . و در صورتى كه شناخت هيچ‌گونه افزايشى در ما پديد نمى - آورد يا بدان‌گونه است كه چيزى را از ما مىزدايد و يا اين چنين است كه نه چيزى از ما مىزدايد و نه چيزى بر ما مىافزايد . اينها مجموعهء احتمالاتى است كه در رابطهء پديدهء شناخت و دانش به نظر مىآيد و بايد هر كدام را با دقت بررسى و محاسبه نمود . در محاسبهء آخرين فرض كه شناختن نه چيزى بر ما بيافزايد و نه چيزى از ما بزدايد ، حالت ادراك و عدم ادراك يعنى علم و جهل و دانستن

--> ( 7 ) حصول صورت ادراكيه از شىء معلوم در ذهن عالم جهت مثبت تجريد ادراكى است و جهت سلبى ادراك عبارت است از ماده‌زدائى كه به معنى تجريد و پالودگى از ماده و لوازم ماده است . « خواجه نصير الدين طوسى » قدس سره القدوسى در ادراك حصولى و مراتب تجريد آن چنين مىگويد : « هيچ‌يك از مراتب درك بدون نحوه‌اى از تجريد و ماده زدائى ميسر نيست . اما اين تجريد اگر فقط از ماده به عمل آيد ادراك حسى است و اگر صورت ادراكى از ماده و بعضى صفات آن مانند وضع و موضع ( نه مقدار ) مجرد گردد درك خيالى حاصل مىشود ، و اگر تجريد قدرى كاملتر انجام گرفت و آن صورت حاصله ماده و تمام صفات آن را ، به غير از اضافه به ماده از دست داد . ادراك وهمى تحقق مىيابد و بالاخره در صورتى كه از همه چيز حتى از اضافه به ماده هم رهائى يافت آنگاه صورت حاصله ، صورت معقوله خواهد بود و درك ما درك عقلانى خواهد شد . » و اما اينكه يكى از محشيان معاصر كتاب اسفار گفته است كه : « وهم صورت عقليه را كه به ماده اضافه دارد نمىتواند درك نمايد و تنها امور جزئيه‌اى مانند عشق و محبت و دشمنى و لذت را درك مىكند » بيرون از روش تحقيق است زيرا بطورىكه در پاورقىهاى گذشته معلوم شد عشق و عداوت و لذت و الم و ساير صفات و پديده‌ها و رويدادهاى نفس از گروه دوم علم حضورى است كه به ملاك اضافهء اشراقيه و قيوميت در جهان درونى نفس تحقق و واقعيت مىپذيرد و علوم حضورى همانگونه كه فيلسوف در آغاز اين رساله هشدار داد از دائره تقسيم‌بندى علوم تصورى و تصديقى بيرون است و اصلا صورت حاصله‌اى در ميان نيست تا واهمه بتواند يا نتواند آن را درك نمايد .