احمد بن محمد حسينى اردكانى

469

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

شود . و حافظه در عقب آن باشد به اعتبار آنكه خزانهء آن است . و متخيّله بايد كه در ميان معانى و صور واقع باشد تا آنكه اخذ از هر دو براى او به آسانى ميسّر گردد . لكن نظر اطبّا چون مقصور بر حفظ صحّت قوى و اصلاح اختلال احوال آنهاست و محتاج به فرق ميان قوى و تبيين انواع آنها نيستند ، بلكه به معرفت افعال و موضع آنها محتاج‌اند ، اقتصار نموده‌اند در بطن مقدّم به قوّهء واحده ، و آن را حسّ مشترك و خيال ناميدند ، و به قوّهء ديگر در بطن اوسط كه موسوم است در نزد ايشان به مفكّره و وهم ، و به قوّهء ديگر در بطن مؤخّر كه آن را حافظه و متذكره مىخوانند » . « 1 » بدان كه در كتاب اسفار مذكور است كه اين قوى اگر چه متغاير الوجودند و بعضى از بعضى منفك مىشوند و بسا حيوانى كه براى آن بجز حسّ ظاهر نيست ، و بعض ديگر خيال دارد و وهم ندارد و بعضى حفظ ندارد ، لكن همهء آنها در نزد كمال به يك چيز راجع مىشوند كه براى آن شئون كثيره هست . و ما بيان آن را در فصلى ايراد مىنماييم . « 2 » فصل هفتم در ذكر انسان يعنى حيوانى كه براى او نفس ناطقه هست « و نفس ناطقه كمال اوّل است براى جسم طبيعى آلى از جهت آنكه ادراك امور كلّيّه و مجرّدات مىنمايد و مصدر افعال فكريّه مىشود . [ 415 ] ، و به اختصاص دارد دو قوّه : يكى قوّهء عاقله كه به آن تصوّرات و تصديقات را درك مىكند ، و آن قوّه را عقل نظرى و قوّهء نظريّه مىگويند ؛ و ديگر قوّهء عامله كه به آن قواى تحريكيّه و آلات عمليّه را استعمال مىنمايد به سوى افعال جزئيّه ، به فكر و رويّه يا به الهام و حدس ، بر مقتضاى آراء و اعتقاداتى كه آن افعال را تخصيص مىدهند ، و اين قوّه را عقل عملى و قوّهء عمليّه مىگويند . و اين دو قوّه و ساير قواى حيوانيّه و نباتيّه كه پيش از آن مذكور شد تفاصيل ذات و شروح هويّات نفس ناطقه‌اند در انسان » . « 3 »

--> ( 1 ) - صدر الدين شيرازى ، شرح الهداية الأثيرية ، ص 202 - 203 . ( 2 ) - صدر الدين شيرازى ، الأسفار ، ج 8 ، ص 219 . ( 3 ) - صدر الدين شيرازى ، شرح الهداية الأثيرية ، ص 205 .