احمد بن محمد حسينى اردكانى

453

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

اين است ترجمهء كلام شيخ . و مسيحى در شرح قانون گفته است كه : « كلام شيخ در نهايت اشكال است . امّا اوّلا ، به جهت آنكه مذهب شيخ آن است كه مدرك محسوسات جزئيّه حواسّ خمس است ، پس مذهبش در اين موضع اگر همان مذهب است در سمع و بصر مناقض آن است ، و اگر آن مذهب نيست آنچه در شمّ و ذوق و لمس گفته است فاسد است . و امّا ثانيا ، به جهت آنكه براى هر يك از حواس محسوس خاصّى هست [ 397 ] و محال است كه غير آن را ادراك نمايد و بديههء عقل بر اين معنى حاكم است ، پس مىگوييم كه چگونه مىشود كه قوّهء لامسهء حاصلهء در اذن و عين صوت مفرط و لون موذى را ادراك نمايند . و امّا ثالثا ، به جهت آنكه آنچه در اينجا گفته است مناقض حدّ لذّت و الم است ، زيرا كه شيخ در حدّ لذّت گفته است كه ادراك ملائم است از آن حيثيّت كه ملائم است ، و ملائم براى قوّهء باصره ادراك مبصر است ، نه براى قوّهء لامسه . و امّا رابعا ، به جهت آنكه ادراك اين محسوسات يا اين است كه لذّت و الم است براى حواسّ و يا لذّت و الم نيست براى آنها . و بنا بر اوّل ادراك بصر الوان حسنه را لذّت است براى آن و ادراك الوان موذيه الم است . و بنا بر ثانى براى شمّ و ذوق و لمس نيز لذّت و المى نمىباشد ، و براى بعضى دون بعضى ترجيح بلا مرجّح است ، زيرا كه هر پنج وسائط نفس‌اند در ادراك محسوسات جزئيّه » . و بعد از آن امام رازى نقل نموده است كه در كتاب مباحث مشرقيّه در مقام عذر از جانب شيخ كه در اين مقام در سمع و بصر از مذهب خود بيرون رفته است ، گفته است كه : « الوان ملائم قوّهء باصره نيستند ، زيرا كه قوّهء باصره متّصف به الوان نمىتواند شد ، و ملائم شىء آن چيزى است كه كمال آن چيز باشد و اقلّ درجات كمال حصول آن است براى آن شىء بلكه ملائم قوّهء باصره ادراك الوان است . و شيخ حصول ملائم را لذّت قرار نداده است ، بلكه ادراك ملائم را لذّت قرار داده است . و چون باصره إبصار نمايد ملائم براى او حاصل شده است نه ادراك ملائم ، زيرا كه قوّهء باصره ادراك اينكه مبصر الوان است نمىكند ، بلكه نفس مدرك آن است و نفس است كه اشياء را ادراك مىكند ، و اين معنى را نيز ادراك مىكند كه