احمد بن محمد حسينى اردكانى
45
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
است و به جهان قدس الهى نزديكتر ، به آئينههاى بيشتر احتياج دارد . و اين آئينهها اگر چه در ابتداء حال بغايت متعدّد و متكثّر است ، امّا همه اجزاء نفساند و در آخر همه يكى خواهند شد ، و آن را نفس كلّى گويند ، و آن صورتها نيز يكى خواهد شد ، و آن را عقل كل گويند ، چه نفس ، چنان كه گذشت ، به منزلهء مرآت بزرگ كروى است كه آئينهء هر علمى و مطلوبى قوسى از آن است كه مواجه است با يك جهتى از جهات لوح محفوظ كه مكتوب قلم پروردگار است . و هر قوسى كه از وى متجلى مىشود ، از غشاوهء حواس ، آن صورت كه مواجه اوست از لوح محفوظ در وى حاصل مىگردد يا تجلّى مىكند . صد هزار آئينه دارد شاهد مقصود من * رو به هر آئينه كارد جان در آن پيدا شود تا وقتى كه همه كمالات در وى ظهور يابد ، و فرق ميانهء حصول و تجلّى نزد اولو الأبصار محقق گشته . گويد آن كس در اين مقام فضول * كه تجلّى نداند او ز حلول پس بنا بر اين مقدّمات گوييم كه نفس چون در ابتداء كون روى به جانب طبيعت بدن دارد و پشت به طرف عالم قدس كرده ، پس وى در مطالعهء مطالب حقّه محتاج به آئينههاى متعدّده هست ، همچون كسى كه خواهد در صورتى كه در پس پشت او واقع است در نگرد او را دو آئينه در كار است . آنكه نزديكتر است مثال مقدّمهء صغرى است ، و آنچه دور تر است مثال مقدّمهء كبرى است ، و آن مطلوب كه از ملاحظهء اين آئينه ديده مىشود مثال نتيجه است . و باز اگر خواهد كه در صورتى ديگر ، كه مخالف صورت آن نتيجه است واقع باشد ، نگرد باز محتاج به چند آئينهء ديگر مىشود . همچنين در راه مطلوب حقيقى مر مرآت نفس انسانى را چمها و خمها و پيچاپيچى چند واقع است كه جز از راه ترتيب مقدّمات كه فى الحقيقه آئينهء روحانىاند ، در ابتداء حال ، ملاحظهء آن مر انسان را حاصل نمىگردد . مقصود وجود انس و جان آئينه است * منظور نظر در دو جهان آئينه است دل آينهء جمال شاهنشاهى است * وين هر دو جهان غلاف آن آينه است و اين است معنى سير سالكان راه حقيقت ، زيرا كه سالك هر دم نظرش از آئينهاى به آئينهء ديگر مىافتد تا وقتى كه پى به مقصد حقيقى برد ، و گام در وادى قدس نهد . اكنون بدان كه سالك گاهى خلق را آئينهء خداى نما و واسطهء ملاحظهء صفات و اسماء