احمد بن محمد حسينى اردكانى

447

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

مىگردد در ميان نفس و صورت فايضه از آن بر ذات خودش . و گويا مختار ما مذهب اوائل بوده است . و عدم نقل آن به جهت غموض مسأله و قصور فهم ناقل شده است . و هرگاه دليل دلالت كرد كه رؤيت به حضور صورت مجرّد از مادّهء خارجيّه است براى نفس ، و قول به خروج شعاع و انطباع نيز باطل شد ، آنچه ما ادّعا نموديم ثابت مىگردد . « 1 » و ايضا در همان كتاب گفته است كه در إبصار توسّط جسم شفّافى در ميان رائى و مرئى ضرور است ، زيرا كه عبارت است از تأثّر قواى حسّاسه از مؤثّر جسمانى و آن امرى محسوس خارجى است و ناچار بايد كه علاقهء وضعيّه ميان مادّهء قوّهء حسّاسه و آن شىء محسوس بوده باشد ، و آن [ 391 ] علاقه به مجرّد محاذات متحقق نمىگردد بدون آنكه جسم مادّى در ميانه متوسّط نباشد ، زيرا كه علاقه در ميان دو چيز ، كه نه اتّصال در ميان آنهاست به حسب وضع و نه نسبت است به حسب طبع ، نمىباشد ، بلكه علاقه يا ربط عقلى است يا اتّصال حسى . پس ناچار بايد كه جسمى در ميانه موجود باشد . و آن جسم نمىتواند كه جسم كثيف مظلم باشد ، زيرا كه آن في نفسه قابل اثر نورى نيست . پس چگونه مىتواند كه موجب ارتباط مبصر به بصر يا ارتباط منير به مستنير گردد ، زيرا كه رابط ميان دو چيز بايد كه از قبيل آن دو چيز باشد ، نه آنكه منافى فعل آن دو چيز باشد . پس بايد كه ميان آن دو جسمى مشفّ كه حاجز و مانع نباشد واقع باشد تا نور از منير به مستنير يا تأديهء شبح به بصر واقع گردد . و از اين بيان ظاهر مىگردد فساد قول كسى كه گفته است كه متوسّط هر قدر ارقّ باشد اولى است ، پس اگر خلأ صرف باشد إبصار اكمل خواهد بود و ممكن خواهد بود كه ما مورچه را در آسمان ببينيم ، زيرا كه اگر در ميان رائى و مرئى امر وجودى متوسّط موصل رابط نباشد فعل و انفعال متحقق نمىگردد . و بالجمله از تأثير و تأثّر جسمانى يا بايد كه مؤثّر و متأثر ملاقى يكديگر باشند يا متوسّط جسمانى در ميانه واقع باشد كه به آن مجموع متوسّط و منفعل در حكم جسم واحد باشند ، هر چند بعضى از آن به سبب عدم استعداد قبول تأثير نكند و بعضى به سبب استعداد

--> ( 1 ) . صدر الدين شيرازى ، الأسفار ، ج 8 ، ص 182 - 183 .