احمد بن محمد حسينى اردكانى
436
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
است كه ملاصق آن باشد و اگر چه به هيئت صوت و شكل تموّج در نزد سامعه موجودند ، لكن صفت بعد و قرب موجود نيستند . « 1 » و صاحب اسفار در بيشتر از كتب خود تصريح نموده است به آنكه ادراك سمع ، نه به اين است كه هواى واحد متحمّل آن كيفيّت مىگردد و آن را به صماخ مىرساند ، و نه به آن است كه اهويهء متعدّدهء متموّجه هستند كه هر يك آن كيفيّت را به ديگرى مىرسانند تا آنكه هواى مجاور صماخ به آن متكيّف مىگردد و به سمع مىرساند . بلكه آن است كه نفس به واسطهء هوائى كه در ميان واقع است متنبّه مىگردد و به اعتبار آن كه تعلّق نفس به بدن موجب تعلّق آن است به هر چه به بدن متّصل است از اجسام لطيفه ، مانند هوا به حيثيّتى كه گويا اين سه چيز كه آلت سمع و هواى متّصل و ذى الصّوت است در حكم آلت واحدهاند براى نفس . پس ادراك مىنمايد هر چيزى را كه در آنها واقع است به هر وجهى كه باشد و در هر جانبى كه باشد . و اين است سرّ آنكه هر قوّهء جسمانيّه در تأثير محتاج است به مشاركت وضع ، زيرا كه وضع مخصوص در ميان موضوع قوّه و آنچه قوّه در آن اثر مىكند يا از آن متأثّر مىگردد با تحقّق جسم لطيف در ميان آن دو ، مجموع را به منزلهء مادّهء واحده و آلت واحده مىگرداند براى آن قوّه . پس چنان كه مادّهء قوّه به فعل آن متأثر مىگردد آن جسم نيز كه با آن صاحب وضع است به فعل آن متأثر مىگردد . و اين معنى منافى آن مطلب نيست كه ادراك نفس تعلّق نمىگيرد مگر به صورى كه در محالّ تصرّفات آن حاصل باشد به حسب طبع ، زيرا كه مراد از آن مدرك بالذّات است ، و مدرك بالذّات در اينجا [ 380 ] صور ادراكيّهء حاصلهء در قوّهء سامعه است . و آنچه در اين مقام مقصود است محسوس بالعرض است كه مسموع خارجى باشد . « 2 » اين است خلاصهء تحقيق آن فاضل علّامه در اين مقام . و ببايد دانست كه بنا بر مذهب قوم و بنا بر آنچه از آن فاضل نقل شد ، شرط در حدوث صوت و استماع آن وجود هواء است ، و بنا بر اين با آنچه از قدما نقل نمودهاند - كه براى
--> ( 1 ) . صدر الدين شيرازى ، الأسفار ، ج 8 ، ص 174 . ( 2 ) . صدر الدين شيرازى ، الأسفار ، ج 8 ، صص 172 - 173 .