احمد بن محمد حسينى اردكانى

408

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

به تعلّق به بدن ، و مفارقت از عالم قدس ، و مزاول عنصريّات گرداند ، لكن تالى محال است ، زيرا كه بالّذات زايل نمىگردد ، و براى جوهر مفارق چيزى سانح نمىگردد ، زيرا كه محلّ حوادث مادّهء جسمانيّه است و آنچه به آن مقترن باشد . و ايضا نفس تمام بدن است ، و از آن و از مادّهء بدنيّه نوع كامل جسمانى حاصل مىشود ، و ممكن نيست كه از مجرّد و مادّه نوع طبيعى مادّى حاصل شود . پس معلوم شد كه اقتران نفس به بدن و تصرّفش در آن امرى است ذاتى نفس به حسب وجود شخصى آن . و اضافهء نفسيّه به بدن مقوّم ذات اوست . و از اين لازم نمىآيد كه بايد از حدّ جوهريّت بيرون رود و از باب مضاف باشد . و اين اضافه مثل اضافهء قابليّت است براى هيولى ، و مثل اضافهء صورت است براى صورت طبيعيّه ، و مثل اضافهء عالميّت و قادريّت است براى واجب الوجود تعالى ، و مثل اضافهء عرضيّت است براى سواد و بياض ، و غير آنها از مقولهء اعراض ، زيرا كه أنحاء وجودات آنها منفك از اضافه نمىتواند شد ، و براى آنها معانى ديگر غير اضافه هست . و مراد آن نيست كه براى آنها وجودى غير از وجود اضافه هست ، بلكه مراد آن است كه براى سواد ماهيّت مستقلّه هست كه از مقولهء كيف است . و لكن وجود آن ماهيّت فى ذاتها وجود در موضوع است . پس عروض در موضوع ذاتى هويّت سواد است ، نه ذاتى ماهيّت آن . و همچنين قياس در ساير . پس نفس مادام كه از قوّهء جسمانى به قوّهء عقلانى نرسيده است صورت مادّه است با تفاوت درجات آن به حسب قرب و بعد او نشأهء عقليّه به حسب تفاوت و حوادث در شدت و ضعف . « 1 » فصل دوم در ذكر قواى نباتيه به قول كلّى بدان كه قواى نباتيّه منقسم مىگردند به خادمه و مخدومه ، و تصرّف قواى مستخدمه [ 352 ] در غذا يا به جهت شخص است و يا به جهت نوع ، و اوّل يا به جهت بقاى شخص است و يا به جهت تحصيل كمال ذات او .

--> ( 1 ) . صدر الدين شيرازى ، الأسفار ، ج 8 ، ص 4 - 11 ( با تفاوت ) .