احمد بن محمد حسينى اردكانى

396

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

رفته است ، به جهت بعد زمان و حدوث حوادث مفنيهء افاضل مردمان و تلف اكثريّت كتب ايشان [ 339 ] . و مىگويند كه از اسماء آن آدمها آنچه به ما رسيده است اسم آدمى است كه در اوّل دورهء شمس بهم رسيده است و اسمش مسوّد دنيا بوده است . و ما كتابى از او ديديم موسوم به اسرار النّيرين . و بعد از مضىّ دو هزار سال يا سه هزار سال در همان دورهء شمس مردى ديگر بهم رسيد مسمّى به زوايا ، و اهل زمانش او را سيّد البشر مىناميدند و از أفاضل خلق بود در علم و عمل ، و او نيز كتابى دارد كه آن نيز به اسرار النّيرين موسوم است ، و در آن كتاب مذكور است كه اوّل دعوت قمر نمود تا آنكه ترقّى كرد به دعوت نيّر اعظم . و از نيّر اعظم به تفصيلى كه در تاريخ الحكماء مذكور است ، و ذكرش مناسب اين مقام نيست ، علوم و معارف بسيار فرا گرفت و در آخر از شمس سؤال نمود كه آيا احدى از ابناى بشر بعد از من خواهد آمد كه آنچه را كه من درك كرده‌ام درك نمايد . شمس جواب داد كه از اولاد تو در اوّل دور قمر مردى خواهد آمد كه او را آدم گويند ، و ما جمله علوم را به او اعطا خواهيم كرد . و اين دليل است بر آنكه اين آدم كه پدر شيث است و ساير انبيا از اولاد پسر او شيث‌اند متولّد به توالد و تناسل باشد نه به تولّد . و ما در آخر اين ادوار واقع‌شده‌ايم ، و هر وقت كه تدبير به كوكبى از اين سيّارات مىرسد آن را عالمى و دنيايى ديگر مىنامند و حال در اوّل دور زحل مذكور شد و آن ربّ الدّور است . و بعد از تمام دور قمر باز دور به زحل برمىگردد و به همان نحو كه مذكور شد ادوار را از سر مىگيرد . اين است نقل حكايت مذهب حكماى بابل ، به نقل صاحب تاريخ الحكماء ، كه او از ابو بكر بن وحشيّه نقل نموده است ، و ابو بكر از كتب ايشان نقل كرده است .